Machine transcription
ثروت مندی را میدیدم، خیال میکردم اسپ مرا ربوده و دارائی مرا گرفته است؛
روح پر از نشاط ، غرور و جوانی، هوا و هوس، شادمانی و خرمی مرا غصب
کرده است. میخواستم حق خود را ازو بخواهم .
فقیری از پهلو من میگذشت. خوف و وحشتی بر من چیره می شد و می دیدم
که من لباسهای اورا پوشیده افسردگی و انکسار او را دزدیده و بیچارگی
او را ربوده ام؛ اگر آنرا از من بخواهند... آنگاه... خویشتن را طوری زبون
میدیدم که هر کسی میتواند چیزی از من برباید ولی در من توانی نیست که
از کسی چیزی بستانم.
يك روز نعلی بر سری راه خود یافتم... آن را برداشتم. حرارت افتاب آنرا
سوزان ساخته بود. خیال کردم از اسپی است که باری بران سوار بوده ام و دیگر
از نظر من ناپدید شده است. میخواستم بحسرت آنرا بدو رافگنم.
***
شبی در مسجد دهکده ئی در آتش تب میسوختم... مردی که فقر و مسافرت او را از پا
در آورده است جز خانه خدا پناه گاهی ندارد. یکبار و درینجا بود که همه بدبختی ها و
مصائب را نتیجه غرور و هوسرانی ایام خوش و پر از قدرت و توانائی خود دانستم. مردی
نکوکار از اهل آن ده بر من رحم کرد. دستم را گرفت و در من نگریست ...
وعده کرد که آسوده باشم. غذا و دوائی برای من خواهد فرستاد. آن وقت چهل سال
از عمر من گذشته بود. ولی نخستین بار بود که به عظمت نگاه ترحم و نیکوئی
آشنا شدم... من خود مدتی ازین عطیه بزرگ و مقدس خداوندی محروم بودم
و چنین نگاه آسمانی بکسی نیفگنده بودم و مدتی هم خدا نمی خواست نظر
لطف بسوی من معطوف شود. در جوانی و ثروت مندی جز گناه و در فقر جز یاس
بخشی نداشتم.
ماه رمضان بود. گرسنه بودم. صدای زنی بمن گفت او را تعقیب کنم.
احساس من بکلی عوض شد.
خیال کردم در حالت نیمه خوابی آواز سازی بگوشم میرسد. چندین قدم
برداشته بودم. می خواهم حقایق ضمیر خود را بشما بگویم... بشرحتی در مصیبت،
در فقر، در بدبختی و در مرض بازهم تا جائی که برای او ممکن باشد گناه میکند .
(۳۱)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
