Machine transcription
کند بمن غضب میفرسند. بلی سه سال پیش، درست سه سال پیش از ین، بفکر افتادم
که آهنگ سفر کنم ومدتی را در بین مردمان بیگانه بگزرانم.
انسان گاهی زندگی ودنیا وحتی خود را وقتی خوبتر میتواند بشناسد
که بیشتر بابیگانگی ومجهولیت محاط باشد.
دیگر آتش من سرد شده بود. نخستین بار بود که فهمیده بودم خوشی های
گذشته باز نمی گردند وجائی که خاطرات شیرین خود را آنجا ترك كرده ام
بر من تلخ میگذرد. دارائی وثروت خویش را هم از دست داده بودم. هر سالیکه
میگزشت از بلندی دیوارهای قلعه من میکاست. گاهی بارانهائیکه از آسمان
فرود میایند برای ویران کردن برخی کاخ ها نزول کرده اند. هر لحظه ئی
از زندگی لمحه از حیات گذشته را با خود می آورد. هر لمحهٔ مختصر گذشته
برابر چندین سال دراز وسنگین بود وفشار آن مرا ناتوان تر میساخت.
دیگر عرادهٔ اقبال راه قلعه باشکوه مرا ترك كرده بود.
سیل های تند هوا وهوس جادهٔ سعادت وخوشبختی مرا برده بود. چسان میتوانستم
در محیطی که به غرور وتكبر زیسته بودم به حقارت وبیچارگی زندگی کنم....
***
آیا سفر مرا نجات داد؟
سفر کردم: سرزمین معصومیت های صباوت وگناه های جوانی خویشتن
را ترك نمودم بطوریکه هیچ چیز را ترك نكرده باشم. تنها چیزی که با خود داشتم
بار سنگینی بود که آنرا روح وقلبم بر میداشت. هستند چیزهائی که انسان
نمیتواند آنرا ترك كند...
چندین شب و چندین روز راه می پیمودم. وقتی در راه تنها میشدم گاهی مانند
روزگار گذشته خویشتن را جوان مغرور وثروتمندی میدیدم. خستگی را فراموش
میکردم. اما زود درك ميكردم که مرد فقیر وغریبی بیش نیستم که نه تنها از زمان
بلکه از مکان خوشی های خود دور هستم و هر قدمی که می بردارم مرا از ان
دورتر میسازد. ناگهان قدمهای خیالی غرور من آهسته تر میشد وحس
میکردم خیلی خسته شده ام ولی سایه ای نیست که در ان بیاسایم. هنگا میکه
(۳۰)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
