Machine transcription
(٤١٦)
من شکار آب مرغابی و ماهی دیده ام
تو در آب امسال شیران صید کردی شکار
شاهنشاه شرق در بستر مرگ
چون يمين الدوله و كهف المله نظام الدين ابوالقاسم محمود ابن سبکتگین
در سال ٤١٨ از جنگ جاتها باز گشت و برای آخرین بار بادهای سوزان
هندوستان را وداع کرد بر پیکر شریفش بیماری عاید گردید.
بزرگترین شاهنشاهی که فرمان فرمایان گیتی از وی در هراس بودند و از بیم
وی (قصر بر قیصر قفس و خانه برخان آشیان شده بود) در قبال موجودی بس
ناچیز و غیرمرئی یعنی ميكروب سل يا ملاريا از پادر افتاد و این بیماری رفته رفته
بنیان حیات سلطان نیرومند را متزلزل گردانید و سرانجام به سل امعا و اسهال
منجر شد اما با وصف این بیماری تا روزی كه جان بجان آفرین می سپرد
سر ببالین ننهاد و از مرض ننالید و دست از کار نكشيد وعنان سلطنت را
رها نکرد و ادارۀ کشوری را که پهنای آن از سومنات تاری می کشید
بدیگری نگذاشت.
در اثنای این بیماری خود تاری رفت و چنانکه قبلاً مذکور داشتیم
فرمانده ری را در اسار گرفت و سلجوقیان را از خراسان شكست وفلك المعالى
منوچهر را تنبیه نمود و در این دو سال دست از عنان و پا از رکاب نکشید.
چندانکه اطباء ویرا توصیه کردند که آسایش گزیند کمتر شنید ابن اثیر
میگوید: این مرد نیرومند در تمام مدت بیماری پهلوی خود را بر بالین
نمی نهاد و همیشه بر بالش تکیه زده می نشست با وجود آنکه طبیبان ویرا به
آسایش محتاج نشان میدادند صبح و شام بار میداد و در هنگام مرگ نیز
نشسته جان داد. سلطان در تابستان ٤٢٠ بخراسان و زمستان آن سال به بلخ
رفت و در آن شهری که پدرش نیز روزهای آخر زندگی را بسر برده بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
