Machine transcription
(٤١٥)
جنگ جات ها
چنانکه در داستان سومنات نوشتیم هنگامى که اردوى سلطان از سومنات
بر گشت جات ها بر دسته هاى عقبى اردو تعرض نمودند و بدين جهت خشم
شاهنشاه بزرك غزنى را متوجه خویش کرد ايد تدا ابيرونى مى نگارد:
جاتها مردمى بودند که (لنگه) یعنی مجسمه آله تذکیر را مى پرستيدند
بقول بر گس این مردم همان (بهتن ١ هامقيم ( بهت نير) بودند (١) دراوايل
سال ٤١٨ سلطان لشکرى كران فراهم نمود وجانب ملتان حرکت کرد
و تصميم كرفت باجات ها در دريا نبرد آزمائى کند بدین منظور امر داد
یکهزار و چارصد کشتى بسازندودرهر کشتى يك نيزه آهنین درپیشرو و دو نيزه
درپهلو نصب کردند و در هر کشتی بیست نفر عسکر نشانيدند با تير و کمان
وقار وره ونفت و سپر و فرمان داد که این کشتی ها را بردریای سند فرود آرند .
جتان خبر آمدن سلطان را شنيده اموال واولاد خود را بجزیره های
دوردست فرستادند وبروایتى چار هزار و بروایتى هشت هزار کشتی مهیا
نمودند و در آب افگندند و در هر کشتی مردم انبوه نشستند و در کمال
شجاعت بجنگ آغاز نمودند چون باهم مقابل شدند تيراند ازان لشکر
اسلام تیر می افگندند و نفت افگنان آتش مى زدند ولشکریان سلطان
کشتی های خود را برسف این آن ها نزديك نموده با نیزه ها کشتی های جتان را
سوراخ مى کردند سرانجام کشتی های جتان يا شکست وغرقه گردید ویا فرار
نمود در این جنگ تلفات فراوان به جتان رسید و هر که از آب می برآمد
به نیزه سواران غزنوی و حمله پیلان جنگی نابود می شد و آنها را تعقیب نمودند
تا آنجا که بر خزائن اموال شان رسيدند و همه را تاراج نمو د(٢)فرخى گويد :
(١) دکتور ناظم .
(٢) گرديزى طبع طهران .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
