Machine transcription
(٩٩)
نماز و جهاد و دارای لقب «عامل» والی حاکم و یا امیر خراسان و مستقیماً
بخلافت دمشق مربوط میبود و گاهی این نائب الحکومه در بین النهرین
نشسته و از آنجا بواسطه نائبان خودش خراسان را و گاهی خراسان و فارس را
یکجا اداره میکرد حکام سائر ولایات خراسان از قبیل سیستان
و بلوچستان و سند نیز گاهی از مرو، و گاهی از بین النهرین و گاهی هم از
خود مرکز خلافت شام تعیین میگردید مستوفیان بعنوان عامل خراج گاهی
از مرکز خلافت دمشق و گاهی از حکومت عراق دوش بدوش والی خراسان
مقرر و اعزام میشدند، در معیت والی ها و حکام خراسان عامل خراج
(مستوفی) قاضی، امیر شرط (کوتوال) حاجب و منشی ها ایفاء وظائف مینمودند.
ائمه مساجد و علمای دینی عرب هم در تشکیل درسگاههای دینی از قبیل تفسیر
حدیث و فقه و لغت و تعمیم و تبلیغ دیانت اسلامیه بذل همت و غیرت میورزیدند،
این ترتیب در قالب کوچکتر در ولایات خورد نیز معمول و مامورین آن از طرف
والی خراسان مقرر و اعزام میشد .
و اما در ولایتهائی که بطور غیر مستقیم تابع عرب بوده و تنها بقبول خراج
و نماینده عرب حاضر شده بودند این تشکیلات تطبیق نمیشد . زیرا آنها از خود
حکومت مستقل محلی داشته، و تنها نماینده از عرب بعنوان حاکم در پهلوی
حکمدار محلی تعیین و با چند نفری از همراهان خود در آنجا اقامت میکرد
این نماینده در اداء مراسم دینی آزاد و خودش از تکالیف اداری و محلی معاف
و در اقساط معینه خراج آن علاقه را از حاکم محلی تحویل میگرفت .
بعضا در چنین ولایات یک قطعه عسکری عرب و یا عده از خانوار عربی بطور
مهاجر نیز سکونت کرده، بتعمیر مساجد و تدریس و اقامه شعائر اسلامی
مشغول میبودند. بعض ولایات بزرکتر کوچکی نیز بودند که بدون تادیه
خراج سالانه ، دیگر با عرب هیچ ارتباطی نداشته و عرب در آنجاها نماینده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
