Machine transcription
( ۱۰۰ )
و نفوذی نداشتند. در هر حال مرکز عمومی اداره حکام عربی در خراسان شهر
مرو بوده، ولایات نیشاپور، سیستان، سند، هرات، بلخ و تخارستان بتدریج
زیر اداره مستقیم دولت بنی امیه قرار گرفتند، جز آنکه در علاقه های
این ولایات هنوز حکمرانان محلی وجود داشته و به اداء باج و خراجی اکتفا
می کردند، چنانکه تخارستان علیا یا بدخشان مثل ولایات غور و غرجستان
و قلمرو کابلشاهان تارود خانه سند زیر اداره حکمرانان محلی آزادانه
بسر برده گاهی بر علیه عربها داخل جنگ و زمانی بصلح بسر برده و بعضا
خراجی قبول می نمودند اما رویهمرفته تمام کشور خراسان اعم از ولایات مفتوحه
و آزاد طرفدار استقلال مملکت و بر ضد عصبیت و استبداد حکام
بنی امیه بوده و تا اوائل قرن دوم هجری با ایشان داخل ضرب و حرب
و مصروف اغتشاش و انقلاب بودند. امپراطوری اموی نیز در طول این مدت
با تمام قوای خود در مقابل خراسانیان داخل نبرد نظامی و سیاسی بودند .
بالاخره در نتیجه پافشاری خراسانیان آن شهنشاهی عظیم از پا در آمد !
و همین علت دولت عباسی را بمیان آورد . چونکه خراسانیان در برابر
تمام کتله عرب و ملل اسلامی و غیر عربی امپراطوری اموی بتنهائی
نمیتوانستند خلافت اسلام را خود در دست گیرند لهذا خاندان بنی هاشم
را روی کار کشیده و بنام آل پیغمبر همکاری سایر ممالک اسلامی و غیر
اسلامی و یا اقلا بیطرفی آنها را در مبارزه بر ضد اموی تامین کردند، وقتیکه
هم خاندان عباسی را بخلافت رساندند دست از کار نکشیده و تمام امور دولت
را بواسطه ابومسلم و خاندان برمك و آل سهل یکی پی دیگری در قبضه اختیار
خویش گرفتند ، تا بالاخره بواسطه خانواده طاهر استقلال کشور خودشان
را اعلان کردند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
