Machine transcription
(۹۸)
و بالاخره از نظر معالی اخلاق عربی! بر تمام ملل گیتی یعنی عجم ترجیح
و برتری داده و فقط نژاد عرب را در روی زمین حافظ دین مبین و قرآن کریم
ولهذا سر ملت های دنیا میدانستند. بنی امیه در زیر تاثیرات این عقیده
و افکار مدت یکقرن در قسمتی از دنیای معمور آنروز شهنشاهی کرده ادوات
اموی حکام ولایات مفتوحه و قاضی و امام را از نژاد عرب مقرر می نمود
و حجاج در کوفه اسب امام غیر عربی را قدغن میکرد! عربی که مادرش عجمی
بود "هجین" یعنی ناقص خوانده می شد. خلیفه عمر ابن عبدالعزیز فقط بواسطه
آنکه مرد عجمی را بحکومت وادی القری مقرر کرده بود طرف رنجش گروه
متعصبین واقع شد! حجاج عجمی ها را از بصره و واسط اخراج کرد! وعرب ها
در بازار اگر متاعی خریده و عجمی را مقابل میشدند بلادرنگ آن متاع را بدوش
او گذاشته و تا خانه خود میرساندند و باین ترتیب تعصب حکام اموی و اشراف
و بدوی حکومت بنی امیه را از شکل یك دولت اسلامی بصورت يك حکومت عربی
درآورده و تعصب در عوض تعالیم اسلام حاکم گردید عکس العمل این
رویه عرب تولید احساس مخالفانه در عجم (یعنی ملل غیر عربی) نمود. و در نتیجه
مسلك شعوبیه بمیدان برامد: که در اول هیچکدام را از عرب و عجم بر یکدیگر
ترجیح نداده، و برای هر ملتی يك نوع شرف و امتیازی قایل بود ولی
بعدها اینها نیز از روی تعصب همه ملل را بر عرب ترجیح میدادند. شعوبیه ها
البته در دوره تسلط اموی ها مخفی بودند ولی در عهد عباسی بمیدان برآمدند
چنانچه فرق قدریه! راوندیه و خرمیه نیز در همین دوره ظهور نمودند
در هر حال حکام دوره اموی قسما با همین احساسات وارد افغانستان میشدند
مرکز این حکام شهر مرو بوده و ازینجا سائر حصص مفتوحه افغانستان
را بواسطه حکام خود اداره میکردند نائب الحکومه که در مرو می نشست
حاکم کشوری و سپه سالار عسکری، و بحیث نائب خلیفه دمشق مامور اقامه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
