Machine transcription
(٦٣)
ای بسر افتیده چاه زنخدان گوش کن
ای فدا کردیده ابروی خوبان گوش کن
ای بهجران مانده آلام جانان گوش کن
گوش کن لیکن بدقت از دل و جان گوش کن
خویشتن را بر کش از چاه زنخدان بتان
تاوها گردی زهجر و ماتم و آه و فغان
این زنخدان بتان یار و مددگار تو نیست
از برایش اینقدر افغان سزاوار تو نیست
هیچ در اندیشه اقبال و ادبار تو نیست
گر بمیری هم باو با الله که غمخوار تو نیست
باچه نصب العین اندر نام اوجان میدهی
یا همه هستی خود بادین و ایمان میدهی
تا بکی از سبزه پشت لبش دم میزنی
تا بکی از گیسوی همچون شبش دم میزنی
تا بکی از کاکلی و از غبغبش دم میزنی
تابکی از فرقت و تاب و تبش دم میزنی
سبزه پشت لب پلوان خود را آب ده
اندکی خود را بکار زندگی هم تاب ده
نوبری را که گوئی غنچه ات تنگ شکر
طفلی را گر بگوئی چشم تو بادام تر
ساده را گر بگوئی روی تو قرص قمر
یا بگوئی هست دندان تو مانند گهر
مردا گر هم بود زین گفتار هازن میشود
در میان جامعه تاوان گردن میشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
