Machine transcription
(۹)
دردچرس آخر بجسم و جان او همخانه شد
گلخنی گردید از خلق جهان بیگانه شد
درمیان مرد و زن مشهور بر دیوانه شد
خویش زآبادی کشید و ساکن ویرانه شد
جاهلان چمم آمده اخلاص مند اوشدند
غافلان از بی تمیزی در کمند اوشدند
تارک دنیاش خوانده دور اوحاضر شدند
با ملنگ با باش گفته سوی او ناظر شدند
ازحضور او بشهر و قشله شان شا کرشدند
مردم آن ناشسته را از جان و دل زایر شدند
آن یکی شمس الحقش خواند و دگر منصور گفت
بالمقابل منکرش بر صیحه و با عور گفت
آن یکی ازجهل خوداو را ذوی الاجلال گفت
وان یکی زاو تادخواند ودیگری ز ابدال گفت
دیگری قطبش بخواندودیگری ذوالحال گفت
دیگری بر خواسته او را ذوی الاکمال گفت
آب قلیان و را ماء الشفا کردند نام
خاکة چرس ورا ام الدوا کردند نام
تا که از نافهمی و نادانی تریاکی شدند
نشة مندوره نورد راه بی باکی شدند
عاشقی را لول دادند واز او حاکی شدند
دور از چالاکی و از طبع دراکی شدند
کربه نان پخته شانرا ازمیان خوان ربود
تا زبی خوابیده آمد هر دو را یکسان ربود
جسمشان ازخوردن افیون ضعیف و زارشد
لاغر وز رد ینه و بیکار ه و بیمار شد
روزو شب بر چورت افیون رفته هر يك خوار شد
از صف انسانیت بیرون شده بیکار شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
