Machine transcription
(۸)
عدهٔ یکشاخه میگفتند با صدیف و باد
عدهٔ دستار پر پیچ و پسبیز اوفتاد
عدهٔ یک نشئهگی عین فتنه[؟] یا فخر زیاد
عدهٔ پرچمشاحی و شهپر یا لفساد[؟]
نان جو درخانه نی و آروغ از روی پلو
ردهشان ابیاتخان و لافشانخورد چلو
بر ستنگانشان کهمیدیدی اخودبوغلو
چاکهاشان مستمیگشتند اندر گفتوگو
کاکهاشان نعره میکردند در هر چارسو
جملهپفوبادبودوهم ا[؟]ت[؟]قوهمچالمو
نیازاوشان کاردنیائی برنگوساز بود
کار عقبی هم بهمین وزن همین آواز بود
دستهٔ از دود چرسوبنگ خود بیکار شد
دستهٔ هستی خود را داده با سیگار شد
دستهٔ با بند تنباکو و هم اسوار شد
دستهٔ زار و نحیف از شیرهٔ کوکنار شد
آخرش با چورتاول اسپ بابالان برفت
هم بچورت دوموسوم سروسامان برفت
از ره بیدانشیها عاشق قلیان شدند
از خیال هیکل او خوشدل و شادان شدند
بستهٔ سرخانه ودود چلم از جان شدند
وز تسگاه[؟] لمبهاش مسروروهمفرحانشدند
عاقبتدود چلم تشکیل داده ابر غم
ریخت اندرفرقشان برفبلا باران هم
بنگرایکدسته شنگعقلخواندونوشکرد
یکگروهیمرهمشدانستهروباسوشکرد
دستهٔ عیش دو عالم خوانده هر دم بوش کرد
عدهٔ بیخ نفاقش گفته جمعی چوش کرد
عاقبت مجنون مادر زاد شد از دست بنگ
هستوبودشجملهگیبربادشدازدستبنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
