Machine transcription
( ٦٠ )
امیر بزرگ اکبر نيك كيش
قد آن سهی سرو نوخاسته
بیاراست زانسان زسر تا قدم
چنان یافت آن تازه گلبرگ تر
که گفتی مگر ماه تابانست این
مقیمان شهر ی سر بسام ودر
چنان نا ز نینان کابل همه
که زهره بچرخ از نوائی سر ود
روان شد امیر فریدون حشم
به صحرا و در باند از پس نشار
بزر گان نشستند در انجمن
بزرگان باسپز نجی سر بسر
زيكسو امیران والا گهر
کنیزان دوشیزه چون سروناز
چو غنچه کمر بسته چون گل بپای
چو مجلس شد آراسته میزبان
فرو زنده ابر یقی از زر ناب
بدست د کر طشتی ازسیم خام
چو شد دستها پاك آورد خوان
چه نان کانچنان نان ندید است کس
چه نان بزر گ عديم المثال
چه یراق و گرده چه نان سفید
خطائی وبا دا مى و روغنی
چپاتی و آ بي وكاك و فطير
کما چی و خشکای و قتلمه
(۱) ح : که گفتی همینست ماه فلك
طلب کرد و بنشاند پهلوی خویش
به آرایش شاهی آراسته
که شرحش نمی آید اندر ر قم
بزیور کری رنگ و آب د کر
فرشته است یا ماه کنعانست این (١)
نشادند مطرب فشاندند زر
نشستند در عشرت وزمزمه
بیامد باوج سپهر کبود
بیاغ نهس باسپاه وخدم
پرازسیم دامان وجیب و کنار
با ندازه پایه خویشتن
بپیمان پرستی به بسته کمر
دگر سو غلا مان زرین کمر
ب قامت قصیر و به کاکل دراز
ز نا ز وا دا دابر جانفزای
بفر مود و آور د سالار خوان
د ر خشان تراز چشمه آفتاب
فروزا نتر از طشت ماه تمام
چو خوان فلك پرزا قسام نان
مگر گرده ماه و خور شید بس
چه تفتان و سنبوسه وشیر مال
همه چرب و شیرین چو شهره، بد
پسند شهان دلفر يب غنی
لوا سه بسی نرم تر از حر ير
کلو چه ز اقسام آن مرجمه
ويا ماه کنعان بود يا ملك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
