Machine transcription
(61)
پس آنکه بیاورد حلوای نغز
چه حلوائی بیضهئی و زردکی
ترنجی وحلوای سوها نبـه
چه حلوای قرکبی چه حلوای گل
چو از بوی حلوا شده تر دماغ
رسیدند صاحب کمالان به بست (2)
پلاوی مرصع بصد گونه زیـب
معنبر بر سرش طرة مشکبـار
مطنجن چور خسار شیرین که کرد
اناری ونارنجی وشـکری
سماقی ولیموئی ونـرگی
زرشکی ز مشکی دلاویـزتـر
بپو لاوسرخ اندر ان بـزمگـاه
تو گفتی که در سنبل و لاله زار
بوراوی وقادر مـه وفلفلـی
شد از رشته پولا و افـروختـه
چو پولاو سـاده بـرابـر شـد
زدمیخت و شش رنگه و کوفته
همی گفت بخنی بـه حلوای ماست
کباب از توابـل بـه چـرخ بلند (3)
که مـه بـرفـلك گفت بـا آفتاب
بچرخ آمده چـرخ نیلـوفری
که از بوی آن عقل شد تازه مغز
چه حلوا ئی خائونـی و پشمکی
دگـر شنبلیـدی وریحانـیـه
که افزاید از دیدنش عقل کل
شگفته دل باغ هم باغ بـاغ (1)
گـرفنه پلاو جمالـی بـدسـت
بیـاراسـتـه چـون رخ دلفریب
بیفتاد گویـنـد از ان طـره وار
فراق و غم عـشـق پرویـز بـرد
هوس کـرده آشـفـتـه از دلبری
زجابـرده میل دل هـرکـسی
قبولی از ان عـشرت انگیـز تـر
چپ و راسـت پولا و سبز و سیاه
گـل ارغوانی شده اسـت آشکـار
بیفگند اندیشه درهـر دلـی
گریبان وچـاك طمع دو ختـه
بخـشـکـه ز شرمنـدگـی تر شده
شـده اشتهـا مست و افروختـه
که این دیگـران را چـه نسبت بمـاست
چنان روح پـرور شـعیمـی فگند
که مـی آیـدم بـوی شـامـی کـبـاب
زذوق فرح بخـش نـیـلـوفـری
(1) شگفته و باغ باغ يك مقصد اسـت چنـین به شـرح دل بـاغ گـردیـده هـم بـاغ بـاغ (2) نسخه
د - رسیدند صـاحب جـمـالان مسـت (3) توابـل - بـمعـنی مـصـالـح دیـگکـه مـشـهـور مـصـالـیـح
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
