Machine transcription
(٤٠)
طلب کرد سرلشکران وگوان(۱) بگفت ای یلان جهان پهلوان
چه گوئید؟دشمن بجنگ آمد است باویزش این کار تفنگ آمد است
چه تدبیر ودرمان توان ساختن کران می توان دشمن انداختن
همان خان حاجی که گفتم به پیش زسر لشکرا ن معتمد بود بیش
بیا مد بخدمت ببوسید پای بگفت ای عدوبند کشور کشای
فرست ازره راست جبار خان دگر افضل واکبر پهلوان
بجمع قلیلی چونه ده هزار بد نبال شان شمس و جمعی سوار
من و جمله لشکر زراه یسار نشینیم در مکمن کوهسار
چوبیند هری سنگ کم لشکری کنند حمله یکبار چون اژ دری
بگیریمش اندر دره سخت تنگ بنژوبین وششیر وتوپ وتفنگ
ببیند هوا زآتش و دود ٬ میغ چپ و راست سنگ و پس و پیش تیغ
وزان لشکر از گرزو تیغ و تبر نمانیم کس زنده بهر خبر
امیر این سخن نغز وسنجیده دید صلاحی بغایت پسندیده دید
نه آگه که اویار دشمن شده است ازو پیشتر دشمن من شد است
بسر لشکری کرد میر سپاه فزودش ز جمله سران پایگاه
فرستاد با لشکر بی شمار چوشیر ژیان از ره کوهسار
براه دگر اکبر شیر مرد بلشکر سپهدار وسالار کرد
مخالف شکن افضل پهلوان دگر شیر غرنده جبار خان
فرستاد با آن یل نا مور بخصم افگنی تنگ بسته کمر
زمردان شایسته کار زار روان کرد همراه شان نه هزار
خروشان وجوشان چوشیر دری رسیدند در درۀ خیبری
بد نبال شان شمس شمشیر زن (۲) سوزاده ا کبر یل تن
(۱) گوان پهلوانان
(۲) مقصد از سر دار شمس اله یغمان بن سردار امیر محمد خان برا در غبثی امیر
دوست محمد خان است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
