Machine transcription
( ٣٩ )
چنان هنديا ترا کنم عيش تلخ
که گریند بر حال شان اهل بلخ
ز تلخى چنان خاک گير داتسر
که تا حشر ديگر نرويد شکر
بگيرم بشمشير خون ريز مست
بدروازۀ کابل آويزمت
پس آنگه به پنجاب رو آورم
زن و مرد بسته به سو آورم
ببرم درخت و بدرم زمين
ز تبت گذشته به اقصاى چين
بدا من برم خاک پنجابیان
کنم تو ده در دشت سنجابيان
ز وحشت بر آيند ماهى ز آب
در آيند در چشمۀ آفتاب
برون آور از سر سر آشتی
که نگدار مت گرو بکذاشتی
هرى سنگ جنگى چونامه شنيد
چو نامه به پيچيد و جامه دريد
ز خشمش چنان آتشى در گرفت
تو گفتى مگر کاه را در گرفت
بفرمود تا جمع شد چل هزار
زجنگی سواران خنجر گذار
همه پهلوان وجوان ودلير
سلحشور و پر زور مانند شير
ز فوج پياده شمارى نبود
که آنهم کم از چهل هزارى نبود
بوقتيكه ساعت سزاوار ديد
ظفر يا ور و بخت بيدار ديد
روان گشت با لشکر بيشمار
بتندى و تيزى چو سيل بهار
ز یکسو روان لشکر آل پوش
چو درياى آتش بجوش و خروش
نماينده بر اسپ هر سر کشى
چو از جنبش باد تند آتشى
دگر سوسوا ران زرين كمر
لباس سمن گونه کرده ببر
نمايان چنان روى ميدان سپيد
که صحراى برفین ز تا بنده شید
به نزديك خيبر يكى رود بود
که مشهور نامش به چمرود بود
بزد اندر ان سر زمين بارگاه
بیاسود از محنت و رنج راه
امیر جهاندار لشکر شکن
پلنگ افگن وشير شمشير زن
چوبشنيد كامد هری سوى جنگ
به پرخاش جوئی کمر بسته تنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
