Machine transcription
(١٨١)
(١) مهند سيه برسر عضر خويش نشا قدم زدم تيشه بر پای خويش
بقول سگان خويشتن را جگر دريدم بسی کندن خارد در
دريغا كه بد خواه کوتاه دست نمودم قوی دست و دستم شکست
تبر از كف دشمنم وقت جنگ فتاده مشش باز دادم بچنگ
بيك خار شی كم پر يشان بدم تن خويشتن در مغيلان ز دم
دو تن از سران ديار فرنگ هنر مند ودا نای تدبير وجنگ
(٢) برونام آن يك كرا می نسب دگر داشت جريل ننده لقب (٣)
بگفتندش ای سر ور تيز هوش چو مرچل زتاب وتب دل مجوش
مخورغم ازين غصه رفت آنچه رفت مكن ياد اين قصه رفت آنچه رفت
چوتير از كمان شد تأسف چه سود چوکف سوخت آنگاه زدن تف چه سود
زدشمن نيايد جز اين هيچ كار مكن شكوه های گز يدن ز مار
درين شهر از دشمنان كم چه بود كز ين دشمن ديگرش برفرود
ازين گفتگو به كه دم در كشی كه نبود سلاحی به از خامشی
بصيا د آن به كـه دم در كـشد كه تا صيد او با زرم در كشد
چنان كن خموشی و كتمان راز كه تا اكير آيد بدام تو باز
چوپيش آيدت از پی رفع شك بكن امتحا نش چوزر بر محك
بدانش زبان بند وبگشای كوش بخوشی خموشی بنوشی بهوش (٤)
كه از دل زباش چه بيرون زند جبيش چه گويدسخن چون كند
(١) ـ مهند ـ بمعنی شمشير ساخت هند .
(٢) ـ «بر و» در نسخه «د» ترور آمده كه به اصل نام انگليسی آن نزديك تر است
ومطلب شاعر ازهمان «تربور» انگليس كه در تمام اين واقعات باسر وليم مكناتن
همراه بوده ميباشد .
(٣) ـ « ننده» در نسخه «د» «لنده» آمده كه حقيقت آن معلوم نشد زير اسران
معروف انگليس كه درين واقعات با مكناتن يكجا وهمراه بود ند عبارت از اشخاص ذيل است كه
ماخذ ومدارك از آن ها نام برده است : ليفتنت ايند ری ومكنـ جو ولاورن س .
واغلبـاً شايد مطلب شاعر از ننده ولنده ، عبارت از ليفتنت اينری بوده باشد .
(٤) تصحيح خ : كند هر چه اظهار بشنو بهوش .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
