Machine transcription
(۱۸۲)
اگر پیچ و خم بینی در سخن به تیغ کجش بازعین راست کن
که تا یابد آن کجر و باده کوی جواب دو روئی ز تیغ دو رو ن
و گر نه کسی از دشمنا ن دغل دروغی تراشد بزرق و حیل
حدیث مخالف چرا بشنوی بحرف افقی زجها مــیر وی
زاندر زشان یافت آن ذو فنون بسیار پیچیدن اندك سكون
بیا ساقیا آب آتش نهاد بده كباب حيوا تم آمد بیاد
که مرطوب سازد دماغ مرا دهد روشنائی چراغ مرا
ازان تر دماغی که بیابم زسر تراود زطبعم سخنهای تر
بیان قصه لانپه جنگی کنم نخواهم که دیگر در نگی کنم
کشته شدن لانپه جنگی از دست محمد اکبرخان
بمعة سه تن فرنگی
قضا زیر کا خ را کند بیخبر قضا آدمی را کند کورو کر
بتقدير تدبیر فرمان بر است قضا و قدر را خرد چا کر است
چه امکان و یا را خرد را که سر به پیچید زحکم قضا و قدر
چه خوش گفت فرزانه هو شمند که نبود حذر بد قدر سود مند
چو کرد اکبر قایم انداز چست بشطرنج تقدیر بازی در ست
بران شد که یکبار آرد شکست بعنصو به خصم چالاك دست
زپیش برو اسب و شپرخ زاند بيك تاختن کشت و ماتش کند
روان گشت و در کف زآلات جنگ همان يك تمانچه که بود از فرنگ
نه خود و نه خنجر نه درع و سپر مگر تیغی آو يخته از کمر
زخویشان خود داشت با خویشتن عمو زاده سلطان و دیگر دو تن
بخندق که بر کنده گرد حصار ستا ده چو شمشاد بر جویبار
برلانپه جنگی کسی تیز هوش فرستاد و گفتش نهان زیر کوش
که گفت از اب خندق اکبر سلام وزان پس چنین گفت گفتن پیام
که امروز کارم بسامان شده است رسالم بسر آنچه فرمان شده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
