Machine transcription
(۱۸۰)
سرسر کشان در کمند آورم همه زیر سم سمند آورم
بمنصوبه بازی و نیرنگ و رنگ ببینی که چون دشمن آرم بچنگ
زدست و زبان من از خیر و شر گر آید ادائی به نحو دگر
نه باید که رنجی و با ور کنی با ندیشه جای در سر کنی (۱)
که تا خصم گردد گرفتار من خود آگه شوی از من و کارمن
ازین پس بهر کار فرمانبرم بشر طیکه دیگر دهی کشورم
دهی نامه عهد تا بر قرار درین کار ماند دلم استوار
روان لاتپه جنگی قلم بر گرفت بر آورد کا غذ بعنبر گرفت
بلفظ فرنگی قسم کرد یاد بمهر خودش نامه عهد داد
طمانچه دوتا داشت دیگر به پیش یکی کر دپر شوره از دست خویش
دو گوله در آورده گفتش کزین بیفگن محمد زمان بر زمین
پذیرفت از و اکبر نام جوی برآمد بزر همچو زر تازه روی
در بخشش وجود و احسان کشود زر افشاند و لشکر فراهم نمود
به پیش خوا نین فرخ نهاد همه راز پوشیده کرد آشکار
زسر آنچنان پایگاهش فزود که بیش آنچنان عزوجاهش نبود
پس از دادن شرح گفت و شنود همان نامه لاتپه جنگی نمود
ز تقریر و تدبیر در انجمن بیان شد مسلسل سخن در سخن
حدیثی که رفت آشکار و نهفت بر لاتپه جنگی کسی باز گفت
بطوری وطرزیکه یکسر کلام شد از راستی دلنشینش تمام
فتادش بدانگونه آتش بجان که چون توپ سرزد زگوشش دخان
چو فرموک زین رشته شد چرخ زن خروشان همی گفت با خویشتن
که آها زدم دیده بر نوک دوک بخوردم در اسپا ل حب الملوک
(۱) - تصحیح «خ» مصرع دوم : بهر کار من فکر دیگر کنی .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
