Machine transcription
ار مغان میمنه
صفحه ( )
صدای رشید: چشمهای کلان و قشنگ آغا یم در قعر سرش فرو رفته ...
صدای قربان : خوب .. بود .. دگه انه از پیش کرده ...
صدای اشرف : به منتقم حقیقی سپردم .
قاسم : (بعد از يك تر دد مختصر ، به وحشت فریاد میکشد)یر سین .. برسین ..
بگیر ید. قاتل است. بر سین ، نه سین . اینه قاتل ، بگیر ید.(يك دوتکانی
خورده بز مین می افتد . ) در باز و خادم سامان با دو سه نفر
وارد صحنه شده و دور قاسم جمع میشوند .
پرده می افتد
[صحنه چهارم (در يك پرده)]
اشخاص :عتیق ، حمید ، انور جان ، دو رهگذر (به لباس ملی ) چندبچه خور د،
يك نفر مأمور پو ليس، يك نفر پو لیس .
دکور : صحنه دارای منظر ۀ يك معبر عمومی .
پرده بالا میشود
(دو رهگذر ایستاده و با آواز بلند صحبت میکنند )
جوان : برادر جان تو هر کسه بخدا یش ، اودا نه و اعمالش.
میانه سال : نی نی هنوز خام هستی ، فکر بچه گی ده سرت اس . ازی گپ ها
ما بسیار شنید یم . اگه مرد استی و غیر ت داری ، انتقام خوده
از پیشش ده امی د نیا بگیر . تو می ما نیش به آخرت (ومیخندد)
(دفعتاً از طرف راست صحنه آوازهای بگیر و زنان اطفال
شنیده شده و چند دانه سنگ و کلو خي به صحنه میر یز د)
جوان : خیر باشد ، چه گپ شد ؟
میانه سال : راستی چه گپ اس، اونه اونه، بچه ها کدام دیوانه را پیش انداخته اند.
(قاسم با مو های ژولیده و لبا س مند رس و وضع جنون آمیز
وارد صحنه میشود و اطفال خردوریزه نیز از عقب وارد
میگر دند . کسی از دامنش کش میکند و کسی به پشت گرد نش
زده و میخندند)
جوان رهگذر :(بچه ها را مانع شده ازقاسم)بیادرچه شده خیریت خواس،خانهت کجاس؟.
میانه سال : شکر آدم کلان خوده دیوانه ساختی ، نامت چیس ، از کجاستی ؟
قاسم :(بیتابانه)بگذارید، شماره چه ؟ مره .. به ازتقام ..خدا گذاشته..اند.
اینه .. انصاف .. اینه مسلمانی . . . این ها . . آن،اینه،جوان هستند؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
