Machine transcription
( ) « ارمغان میمنه » صفحه
( هر دو رهگذر با هم دیده از وضع جنون آمیز و کلمات بی ربط قاسم تعجب میکنند واو را تسلی میدهند پس از لحظه از طرف چپ صحنه عتیق وحمید وارد صحنه میشوند )
عتیق : (مشوش) اونه دکتور، اونه قاسم، آن والله قاسم است .
دکتور : نی با با ، قاسم چه میکند ؟ . . .
عتیق : بلی قاسم است ، بیچاره قاسم ؟
قاسم : ( نزدیک هر دو میشود و با یك حمله ناگهانی دست به یخن دکتور انداخته وهم دست عتیق را میگیرد) اینه یافتم، یافتم .
دکتور : خیریت است، چه شده ؟ قاسم ! چرا ؟
عتیق : این چه حال است قاسم ! از خانه چرا برامدی ؟
دکتور : آدم معقول، خود را دیوانه ساخته .
قاسم : (به اثر شنیدن این جمله دکتور را تکان داده) مرا شما دیوانه ساخته اید، مرا به انتقام خدا گذاشتید ، باز میگوئید دیوانه شده ؟
عتیق : چرا ؟ ما چه کردیم ؟ . .
قاسم : تو گناهی نداری، شما را نمیگویم، این جوان ها را میگویم ، این کسانیکه طرفدار حق وحقیقت اند .
دکتور : یعنی چه ؟ . . .
قاسم : یعنی چه ؟ . . بلی ، حالا از چنگم خلاص نمیشی زود اعتراف کن، بگو ومرا ازین شکنجه برهان . (درین حین انور جان با همراه یك نفر مأمور پولیس وارد صحنه میشوند )
قاسم : (با دیدن انور جان گریبان دکتور و دست عتیق را رها کرده به انور دست می اندازد) اعتراف کن ، تو بگو ، زود بگو !
عتیق : قاسم را چه شده؟ از شما چه میخواهد ؟
قاسم : ( دست از گریبان انور کشیده) اینه بگوئید ، بخودش بگوئید، به این ( اشاره به عتیق ) بگوئید .
مأمور پولیس : راست میگوید، بگوئید ، این آدم چه کرده:
عتیق : من خبر دارم این بیچاره دیوانه شده، هر چیز که بفکرش رسید میگوید.
قاسم : نی ، من دیوانه نشده ام ، .. نی ، نی من دیوانه نیستم . من گنهکارم . این ها . . . این ها (و به زمین می افتد )
عتیق : (به مأمور پولیس) برادر عجب واقعه است، بیچاره را برداریم . (هر دو پیش شده از زمین بلندش میکنند )
جوان رهگذر: درین چیزی گپ هست، معلوم است که بیچاره بسیار عذاب میکشد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
