Machine transcription
بخفیه از رفقا فیشینی بخود بستم
که مي روم تماشای ارک نوچکر
زبیم انکه طرب از میان خدا نا خواست
بهانه جوید و بگریزد از ره دیگر
ز شوخ چشمی ایام کردم اندیشه
که از حسد نزند مر مرا به تیر نظر
به پویه جانب مقصود خویشتن رفتم
بدان نمونه که در شهر تاشکن کوریر
چو در دیار پر انوار دوست آسودم
کشود بر رخ از هفت خلد رضوان در
برآمد از عقب پرده ماه رخساری
سپند ریخته و عود طیب در مجمر
گلاب و مشک برویم فشاند و داد سلام
ترانه خواند و سرودم بسان رامشگر
توئی که هست لوامش کمترین خدمت
توئی که بوسه بپای تو میزند یا ور
توئی که هیئت تنظیمه عذر ان دارد
که زینهار دگر پرده مدیر مدر
توئی که از تو کنند اشتقاق فسق و فجور
توئی که در همه کارها شدي مصدر
ترا جدید خیالات عتیقه میگویند
عجب که نیست بجز ریشت از عتیقه اثر
شنیدهام که مفتش ز ذوق بخشیده
ترا ز روی محبّت نشانة المر
توئی قبول دل خاص و عام و دشمن و دوست
توئي پسند وضیع و شریف و آهنگر
توئی اگر بنمائی قضیب بر واعظ
برعشه افتد و بر رو درآیداز منبر
شنیدهام که بيكبار دو دفعه میکردی
چو مهر قاضی * او به صفحة محضر
بدوستی تو شادند خرم و خندان
بدشمنی تو منکوب و بر هم و ابتر
مراد قاضی ملا عبدالرسول خان است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
