Machine transcription
۱۹۱
بيا ساقيا داد معنی بده
نه اهل تمدن شرف ریختند
بده می که تا ترك تازى كنم
بده می که شاه معارف پرست
طبیعت نمايان قانون شناس
کسی کوکند امر کج همچو پیل
درين عرصه چون رخ ره راستی
بده می که یاد معارف كنم
معلم چه شد آنکه دفع صداع
تهی گاه دستان باو از زنك
شنيدم كه آخر بموى سفيد
پشیمان شد از اكل شرب نخست
کمی گفت میگفت شب با پسر
مخير بغض و انکا رو کبر جحود
بیاساقي از صدق صدیق گوی
دهان کج زبان کج دل و دیده کج
نه شرم از جدا مجد و نژ خداي
که بزم نو آمد ز اطراف ده
به تدبیر تعلیم بکر بختند
دمی ند به شاه غازی کنم
بگویم که آه از معارف پرست
ز ششدر برون نادریدند طاس
شود عاقبت غرق درياى نيل
اگر رفتی از صدق برخواستی
دمادم وداع معارف كنم
نمیکرد الا با طفلات خماع
چنان نعره میزد در که و پلك
ز بیم تلا مین ببر زنك ريد
چه دید اینکه دین مبین شد در ست
که ای قوة قلب نور بصر
ازین شرکت آخر چه کردیم سود
که بر تافت از دین اجداد روی
ز يك هيئت كج كه بیند فرج
نه از انتظام عمل تر بلا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
