Machine transcription
۱۹۰
نه از لعنت رشوه از شرم خلق
نه از صحبت طفل هر روزه جلق
نه بیمی که گردد بده مشروطه خواه
نه خوفی که شد روی شرکش سیاه
نگه کن که مطرود ناکام شد
بآخر گرفتار اسلام شد
نه دزد بکف ماند او را نه دین
همین است مضمون علم الیقین
فلك هر کرا خواست رسوا شود
چنان مسخ دنیا و عقبا شود
بده ساقیا می که مفتی سراج
که گه چشم کچ کرد ي و گه کلاج
گهی روی گردي بسوى لطيف
که اي داده از دست دين حنيف
سپس تازه کن دین زردشت را
زبام خرد در فکن طشت را
چو بر گشت از و ناگهان روزگار
شنيدم که بگريست و میگفت زار
چه شد آنکه هیبت بر ایوق زد
رقم تازه بر نام سلجوق زد
چه شد آنکه بنمود رفع بي حجاب
که میداد فتوی بجل شراب
ز اول بر اسلام قابوق زد
به تخریب دین بار هابوق زد
بيا ساقيا نوحه کن بر وزیر
که در رشوه خوارى نبود ش نظير
نه درو يش هو ش ونه در عرض گوش
همه عمر چون گربه در صید موش
نه دوق که کمر شد به تعمیر خير
همش كوش برق و سامان دير
شنیدم که میگفت با ديگری
بدنیا توانی که عقبی خری
چه بگرفت دامان رند ش اجل
نبرد از جهان جز دو سطر از وحل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
