Machine transcription
( صفحه ٧٤ ) كابل ( شماره سوم )
گر صراحی با قدح دارد تواضع عیب نیست (١) باشد از گردن فرازان خوشنما افتادگی
شمع را بنگر باین گردن کشیها عاقبت می نهد سر را بپا آخر ز پا افتادگی
شعله را با آب نبود « مشرقی » آمیزشی
جمع در یکجا نگردد با هوا افتادگی
بی ثباتی دنیا و جهان ندامت :
این مضمون در ادبیات پارسی مضمونی است مبتذل و فرسوده ، که ادبا ء نکته را نگذاشته اند ،
که در ین باب نگفته باشند ، « کلیم » از ین خاکدان پر ندامت چنین میگرید :
وضع زمانه قابل دیدن دوباره نیست رو پس نکرد هر که ازین خاکدان گذشت
« سالک » گفته :
رفعت دنیای دون معراج پستیها بود گشت قارون هر کر ابر داشت از جا آسمان
حضرت بیدل درینجا يك قدم پیشتر میگذارد :
دنیا که پراگند گیش اسبابست آرام در و هم سبق سیمابست
بحر پست که موج او پریشانیها ست آنجا دل جمع گوهر نایابست
مشرقی ما نیز این مضمون را با کمال تردستی ، با معانی بدیعه در ابیات آتی بسته است :
ما تم و سور جهان بسکه بهم آمیز است خندۀ قهقهه ام اشک ندامت بیز است
یا : ماتم و سور جهان سر در کنار دیگرند (٢) شیشه در گریه زپنهان خندهائی جام داشت
كذلك ندامت کشیهای آرزوی شهرت را با رو سیاهی که نتیجه آنست ، درین بیت ها با طلاقت
و زبر دستی آشکار آلودی اداء کرده است :
از سواد شومی نامم نگین شد رو سیاه میکشد سنگ از برای شهرتم آزارها
یا : بال شهرت کشاده تا هوسم روی خاتم سیه ز نام من است
یا : تا کشد نامم برون سر از گریبان نگین جان کشیها می کند اندر بیابان نگین
در جهان شهرت خود حاصلی دیگر نشد نامم اخیر سیه روئی به دوران نگین
( ١ ) این مضمون سعدی که « تواضع ز گردن فرازان نکوست » از تضمین و استعمال زیاد
سخنوران خیلی فرسوده شده است ، اما مشرقی با قدرت تام سخنوریش ، پیرایه بدیع و خوشنمائی به
آن داده و مبتکرانه ادا کرده است !
(٢) درین دو بیت بی ثباتی و عدم استقرار دنیا را با لزوم خنده قهقهه و گریه با گریه شیشه و لب
پر خنده جام خوب مدلل میکند .
٢٧٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
