Machine transcription
( صفحة ٧٣ )
ادبستان قندهار
( سال ششم )
چه سود است از خرقه پوشیدنت ؟
نباشد ترا گر عمل چون حسن
بر ان بی عمل خرقه باشد حرام
کن اندر عمل سعی رو ای دغل
ز مردیست عاری چو زن . . . (۱)
چه سودت بود خرقه از دست من
که زوا کتفا کرده با شد بنام
که زشت آیدت خرقهء بی عمل
تو هم در عمل کوش ، ای « مهر دل »
برو خرقه بی عمل را بهل
خاکساری و افتادگی :
خاکساری و تواضع از مضامین ئیست ، که در ادبیات پارسی ، گویندگان دران باره مضمون
آفرینیها کرده ، و ابتکار ها بکار برده اند !
ملا میرزا صائب راست :
نیست اکسیری بعالم بهتر از افتادگی
قطره ناچیز گردد گوهر از افتادگی
کلیم همدانی راست :
سر بلندی هر کجا کمتر سلامت بیشتر
باد نتواند ستم بر سبزه نوخیز کرد
سردار مشرقی :
این موضوع را با منطق ساده و دلچسپی ، روشن کرده است :
از دانه کم مباش درین عالم وضع
پا ، گنج راحت زیرنقش بوریا افتاده است
شو خاك نشين و حاصلی در باب
در طلسم خاکساری ها ، چها افتاده است
حضرت بیدل راست :
تخم اقبالم ز فیض سجده خواهد همتی
از شعاع مهر یکسر خاکساری میکشد
کز سرم چون مو دماند ریشه ها افتادگی
بر جبین چرخ هم خطی است تا افتادگی
همدرین زمینه مشرقی راست :
هر که را چون جاده افتد رهنما افتادگی
اوج جاه و عزتم از سقف گردون شد بلند
گر همی خواهی نگردی یکنفس از وی جدا
خاکساریم بتاج خسروی زد پشت پا (۲)
ره بمنزل می برد ، آخر ز پا افتادگی
پایه قدرم رسانده تا کجا افتادگی ؟
همچو سا یه پیش کن در هر کجا افتادگی
تا مرا شد سایه بال هما افتادگی
(۱) اول این کلمه خوانده نشد!
(۲) درین بیت « مشرقی » وضعیت خود را تصویر کرده ، زیرا وی از سرداری و حکمرانی،
بزاویه فقر و خاکساری گریخته است !
۲۷۳
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
