BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2668

Page 2668

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2668 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

(صفحا ۱۲۲) کابل (شماره اول و دوم) (۱) که از در قلعه ) میاید آمد و بدر دیگر بیرون رفت ، چون بقلعه در آمد تمام مردم را بشمردند و نام بنوشتند وازان دیگر بیرون گذاشتند ، بعد از انکه از قراول بگذاشتند بشهر سکجو رسیدند و بام (۲) خانه بزرگ بر در آن شهر ( بود) چنانکه جله در آن یام خانه فرود آمدند و ایلچیان را نیز گفتند اینجا فرود آیند که رسم این ولایت همچنین است ، بعد ازین هر چه مایحتاج شما باشد جله از یامخانه بدهند و چهار پایبان ور خوت ایشان جله بدفتر بردند و از ایشان ستانده بمعتمدان سپردند و بعد از ان هر چه ما یحتاج ایلچیان بود از مرکوب ( و ) ماکول و مشروب و مفروش جله در یامخانه مرتب میداشتند هر شب آن مقدار که بودند هر یکی را کنی و يك دست جامه خواب ابریشمین با خدمتگاری که هر چه فرمایند بجای آورد ، و این سکجو (۳) شهری بود بغایت پاکیزه و قلعه محکم ، و وضع شهر مربع درست نهاده چنانچه بسطاره و پرکار (٤) سازند و میان بازار پنجاه گز شرع پهنا داشت ، مجموع آب زده و جاروب کشیده چنانچه مثل اگر روغن بریزد جمع توان آورد ، و در خانهای ایشان خوك اهلی بسیار بود ، و در دکان قصابان گوشت گوسفند و خوك پهلوی یکدیگر آویخته ، و انواع محترفه دکانها نهاده و در بازار ایشان چهارسوی بسیار و بر سر هر چهار سوی چهار طاق از چوب بعوره (٥) (؟) بسته در غایت تکلف و کنگر های بر وی نهاده هم از چوب و مقرنس (٦) ختائی بسته و در باروی شهر در هر بیست قدم برجی سر پوشیده ساخته و چهار دروازه بر چهار دیوار آن در برابر هم ساخته واز غایت راستی ازین در آورد آن يك مینمود چنانکه کسی تصور میکرد که نزديك است وحالی بدانجا خواهد رسید اما بسیار راه بود ، و بر پشت هر دروازه کوشکی دو طبقه ساخته بر طریق ختائی که ایشان پوشش عمارت مجموع خر پشته (۷) می سازند ( و ) چنانکه در مازندران بسفال بی رنگ می پوشند ختائیان اکثر بکاشی چینی پوشیده اند و درین شهر بتخانه ( ۸ ) های بسیار بود هر يك مقدار ده جریب کم و زیاده ، مجموع زمین آن از خشت پخته تراشیده ( ۹ ) فرش انداخته ، و خشت پخته ایشان مثل سنگ جوهری دارد و محکم است و بتخانه های چنان می دارند که قطعا از قاذورات دران نتوان یافت و پسران خوش شکل بر در بتخانه ایستاده مردم غریب را راه بری میکردند ، از شهرهای که بر حکم دیوان پادشاه بود اول آن شهر ست که رسیدند وازانها تا خان بالق (۱۰) که تخت گاه پادشاه بود نو درنه یام بود مجموع معمور (۱۱) چنانکه (۱) بر قیاس عبارت مطلع ، (۲) قراول خانه (۳) اصل: شکجو ، ( ٤ ) اصل : پر سکار ، (٥) مطلع : مجوزه ( ودرنسخهٔ بحوره ) درص ۲۷ این لفظ را بخوره نوشته است ، (٦) مقرنس بنای بلند ومدور را گویند که با نردبان بران روند ..... و بمعنی رنگ برنگ هم آمده و در کنز اللغات عربی نوشته : عمارتی را گویند که نقاشی کرده باشند ( هفت قلزم ) ، کاتر میر آنرا مرادف وزنش داده شده قرار داده است و یول آنرا این طور ترجمه کرده : پوشیده شده از لاك Cathay اما بگمانم محال نیست که مراد مصنف مینار های نوکد اویست که به سبك معماری کتبی ساخته شده . ۱۲۲

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2668. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2668 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2668
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record