BrowseKābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2667

Page 2667

Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2667 of Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحه ۱۲۱ ) سفر نامه چین ( سال ششم ) صفه تا چار دروازه که آن خیمها زده اند مردان جبه (۱) پوش با نیزه های دراز در دست ایستاده چنانکه يك پای برپای دیگر نمی جنبد و یساول خود حاجت نیست جهت آنکه بساق و سیاست ایشان ازان زیاده است که وصف توان کرد . بعد ازانکه مردم را بنشاندند کاسهٔ داشتند و قوش دادند فراو و خوردند . میردوسون که دیوان در حکم اوست برخاست و کاسه داشت و صندوق (۲) نخل بندی با او برند و هر کس را که کاسه داشت يك شاخچه نخل بندی در سر دستار اوزد، و يك ساعت مجلس را گلستانی ساخت ، و بعد ازان بازیگران را فرمودند تا بازیها کردند بانواعی که شرح آن تقریر نباید . ازان جمله از کاغذ مقوی صورتها ساخته اند (از) هر جانوری که در عالم با برید ( باشد ؟ ) و بر رو می بندند که هیچ رخنه از کنار گوش و روی پیدا نیست که گوئیا وصلهٔ ازان حیوانست ، و بیان آن صورت در میروند و بر اصول ختائیان رقص میکنند چنانکه عقل در ان خیره ومدهوش میگشت ، دیگر پسران همچو آفتاب خاوری صراحیها و پیالها در دست ایستاده و بعضی طبقهای نقل از قند (۳) و عناب و چهار مغز و شاه بلوط مقشر و لیمون و سیر و پیاز در سرکه پر ورده و دیگر ترها (٤) که درختای میباشد که در ین بلاد نیست و کس ندیده و نام او نشنوده وخربزه (ه) بریده و هندوانه اینها مجموع بر طبقی خانه خانه ساخته و هر يك را جدا جدا در جای کرده ، چون امیری (٦) را کاسه داشتند فی الحال آن پسر پیش آمد و طبق پیش داشت تا به نقلی که طبیعت بدان میل کند تنقل کند دیگر لکلکی ساخته اند از کرباس و ترقو (۷) و پرها بروی زده و منقار و پای او سرخ کرده بچنانچه مطلق بلکلگ ماند اما بزرگترست چنانکه پسری بمیان آن صورت در میرود و همه جای خود را میپوشد چنانکه همین صورت لکلگ مینماید و بر اصول نغماتی که ختائیان میزنند پای میکوبد و سر ازین طرف و آن طرف جنبا ند که (۸) حاضران ( حیران ) مانده بودند فی الجمله آنروز بآخر رسید به همین نوع گذرانیدند و آن استعداد ده روزه راه چول باستقبال ایلچیان آورده بودند . و در سابع عشر شعبان المعظم از انجا کوچ کرده بچول در آمدند اما آن زمان (۹) . . . . بقراول (۱۰) قلعه ایست محکم و خندقی عمیق در گرد آن کشیده و راه بر میان آن قلعه ( آ نچنان ( ۱ ) مسلح ( ۲ ) اصل صندل ، : تصحیح از روی مطلع . ( ۳ ) مطلع : فندق ، ( ٤ ) اصل : ترها کرده . ( ه ) اصل : جریره مطلع : خربزه های ( ٦ ) مطلع : امیر کسی را کاسه داشت . (۷) ترغو نوعی از بافته ابریشمی سرخ رنگ باشد ( هفت قلزم ) (۸) مطلع : که مردم حیران میشدند . (۹) کذا ناقصا در اصل بدون بياض ، مطلع السعدین : بعد از چند روز بقراول رسیدند و این قراول قلعه ایست الخ در آخر سفر نامه گفته است که در جمعه ۱۹ / شعبان سنه ۸۲۳ ه از قراول ختای گذشتند . (۱۰) قراول در لغت بمعنی کسی که سیاهی ببیند و برعیده بآن نیز اطلاق کنند و میرشکاری که صید را از دور ببیند وفوجی که پیش پیش رود و از سیاهی زدن غنیم خبر دهدچه اوهم دید بان است ( بهار عجم ) غول یول درین موضع از قراول دروازه دیوار چین مراد است که بصورت قلعه ایست و او را کیا یوگوان ( یعنی قلعه دروازه یشم ) مینامند و هیوانگ سانگ در ماه ششم ذکری از و آورده و در اواخر عهد شاهان منگ حد سلطنت چین این جا منتهی میشد . ۱۲۱

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul : ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2667. Kābul, Anjuman-i Adabī, 1310- 1931-. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. http://hdl.handle.net/2333.1/g79cnpr4. Machine-transcribed text, Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2667.
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2667
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record