Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
بقوماندانی بروم!..
دختر باهیجان فوق العاده دست های خود را بگردن ضابط حلقه کرد .
میگوید :
خیررفته نمیتوانی!.. قطعاً ترا نمی گذارم که بروی!.. حتی برای يك دقیقه هم
نمیگذارم !..
نمی شودماریا ... بایدالان بروم ! . . ساعت ۱۲ در قوماندانی اجتماع خیلی
مهم است !..
دختر، در حالیکه دست هایش را بگردن ضابط حلقه نموده با تمام قوت خود
فشار میدهد :
میگویم نمیگذارم امشب بروی میدانی؟..
ضابط ازموهای دختر بوسیده میگوید:
چقدر طفلانه حرف میزنی ماریا!.. ممکن دارد که مرا نگذاری؟..من مجبور برفتن
هستم!.. تو اینرا فراموش میکنی که من يك نفر عسکر هستم!...
در چشم های دختر يك شعلۀ سوزنده شراره میکشد . باصدای بلند و جدی
میگوید ،
فاروق! چرا اینقدر اصرارداری .چرا حتماً میخواهی بروی؟..
گفتم بساعت ۱۲ در قوماندانی اجتماع مهم است!..
اجتماع برای چیست؟.. کدام مسئلۀ مهم است که درین نیم شب شمارا مجبور به اجتماع
ساخته است؟..
این يك راز عسکری است ماریا!..
پس درين يك اسراری هست؟..
گاه گاه بعض کارهای عسکری یکقسمی راز شمرده میشود!،
یعنی میخواهی که در اطراف اینموضوع بیش ازین چیزی نپرسم؟.،
خیر!اما بهتر نیست فقط در اطراف موضوعی که علاقه ومحبت ما را زیاد می سازد
بحث نمائیم ؟ .
بفکر من برای سخنرانی ما موضوعی بهتر ازین نیست که ما را بهم
- ۱۹۹ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
