Machine transcription
(۹۱) جنگنامه
که تا دریه چار جو ی همان
تو بنشين بكشتی و زد ر يا گذر
چو بشنيد سا لا ر کا بل ز مین
بدو گفت ک ای شاه توران سپاه
ز شاهان سخن های نا خوب کیش
جها ن پنج روزی بهر بیش و كم
در انروز کاندر كفم كام بود
بدی چشم امید شاهان بمن
ز تیغم جها ن مر استخده بود
چوا یمذم ز ملك گشتم فر ا ر
و لكن نه آ ئین مردان بود
تو دمرد ایگو بمر دى د لیر
بزد شاه توران گره ر جبین
بگفتا بروسوی رفتن بکو ش
بدانست پس شاه کا بل ز مین
چوسیدی که در دام صیاد رفت
زجاه خواست سوى نام آو ر ان
به آنان بگفت آ ن همه سر بسر
بكر دند همه فكر و فتن گز ین
وزان بعد آن شاه تورا ن سپاه
بجمدی زنام آوران گفت زو د
كه هر يك شبنيد برپشت ز ین
بيا شيد في الجمله بمر اى او
بگشتی چو بنشت برشد كنار
چو بشنيد آ لمر د م نامدا ر
بهمرات باشند نام آوران
بگردند نام آوران باز بسر
زخسرو سخن های نا د ل نشین
ندا ری چر ا یا س شا هی بجا
نشايد که گوید زا ندا زه بيش
بفرما ن هر کس گذارد قدم
شهنشاه عـالم مرا نام بود
شدی و صف من ذكر هرا نجمن
تن شير در بيشه لرزنده بود
شدم نزدت اينگونه بی اعتبار
كه با زير دستان بدینسان بود
نه زين سان سخن ها ی نا حوب چهر
نگاه کرد بروی پر از خشم و کین
كه ديگر سخن هات نايد بگوش
چرا آهن سرد کو بم چنین
نه انکو بود كوشش ناب و تفت
دلير زحون ور خ زعفران
زدیده در و ريخت خون جگر
د ل پر ز غم بر نشستند بز ين
نگاه كرد زان پس دران بار گاه
... روی ز بان بر گشود
ر ويد همره شاه کابل ز مین
رسانيد ش تا د ريا جا و جو
بگرديد و انگاه بسوی بـخار
سخن را بدينگو نه از شهر یار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
