Machine transcription
جنگ نامه
(۱۷)
همی برد آنجا بسی پیش و کم
دل خالی از راحت و پر زغم
ز بند ظفر می نمودن رها
که هر جای خوا هد به پویددراء
پسر بردن ایل کو نه روز و شبان
کنون باز بشنو زنو داستان
مصالحت کردن لات به مراه شاه شجاع (۱) از برای گرفتن خوانین
کابل و کوهستان وخروج کردن آنهاوجنگ کردن
کنون بشنوای مردبا نام و ننگ
که چون است این گنبد آب رنگ
بهر گردشی صد هزاران شگفت
پدید آورد هر زمان از نهفت
گهی گنج بخشد بشاهان شهر
گهی رنج بخشد بمر دان دهر
که چون شاه شجاع شاه اورنگ گیر
جهان شد بفرمان آن دلپذیر
کنون ملك انجام از وی گرفت
جهانی سر انجام ازوی گرفت
شب و روز عمر ش بعیش و نیاز
گذشت از نیاز جهان بی نیاز
یکی روز آن لات باپاکدین (۲)
بشد نزد آن شاه روشن جبین
بمکر دید همراز ولب بر گشاد
همی گفت کای شاه بارای و داد
نظیری بگویم کنون بی نظیر
که بر شاه عا لم شود دلپذیر
که گر تیغ خورشید ناید پدید
کجا نور ماه میشود نا پدید
ز شیران اگر بیشه ناید تهی
نبینند کس از پشه روی بهی
که تا نامداران کابل دیار
نیفتد به بند تو ای شهریار
ز اندیشه خاطر مرا دور نیست
ازین خوب تر گفت دستور نیست
چوشاه این سخن را ازو کرد گوش
بگفتش که ای مرد بارای و هوش
(۱) شاه شجاع الملك پسر تیمور شاه درانی سدوزائی است که دو مرتبه به پاد شاهی
رسیده است. بار اول بین سال های (۱۲۱۸ و ۱۲۲٤) وبار دوم بین سال های (١٢٥٤
و ١٢٥٨) سلطنت کرده است شاه شجاع بار دوم به كمك انگلیس ها به سلطنت رسید و در چهار
سال سلطنت دوم او انگلیس ها افغانستان را اشغال کرده و اداره امور بیشتر در دست آنها بود.
(۲) لات عبارت از سر ویلیم جی مگناتن ایلچی ووزیر مختار انگلیس است که در
کابل در شیرپور اقامت داشت.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
