Machine transcription
(١٦)
خنك شاه با چون تو دانا وزیر
سزاوار هر گونه داد کیر
پساپهر پرسیدش آن نيك رای
زاحوال آن ملك واز رنج راه
هم از کمپنی (١) نیز احوال جست
جوابش چنین داد بر نی درست
از ان پس ز گفتن خموش آمدند
خموش از مقال وخروش آمدند
بیا خواست چون برنس کان رنگ
بشاه داد مكتوب شاه فرنگ
چو شه نامه بسترد از دست آن
سر مهر نامه بکند آن زمان
سرا پای نامه همه بنگرید
بهم هر چه بنگاشته بود دید
چو در سفت نامه خوانده شد
بمضمون او نیز دا ننده شد
خمشو غید آن شاه روشن روان
له فی گفت اندر جوابش نه آن
پس آنگاه آن تحفه های سرشت
بیاورد و در پیش شاه بر نهشت
چو آن تحفه هانیز پر دا شتند
لب شاد و خندان بدو داشتند
بدو داد آنگاه یکی جاه را
که آنجا گذارید بنگاه را
فرود آمدند جمله دران مکان
کشون برنس و نیز همراهیان
بهم مجلس شادی انگیختند
شب و روز عیش و طرب ریختند
بشب قلقل شیشه می بود و مل
سحر غلغل بلبل و روی گل
مغنی گهی کرد گلبانگ رود
زطنبوره و بربط و چنگ و عود
گهی در کباب و گهی در شراب
زهر گونه خواهش گری کامیاب
چند روزی بدینسان بدند
بعشرت دل شاد وخندان بدند
پیکی روز برنس بر شاه رفت
بدان خاصه بنگاه دلخواه رفت
بدو گفت کای شاه عالیجناب
کمیل را بدل هست این انتخاب
که فرماندهی بنده را اینجشن
کنم سیر املاک کابل زمین
بگردم بسی ملك وهامون وكوه
که چون است این مردمان را گروه
چوشه داد فرمان مر آن شوم را
که تاسیر سازد برو بوم را
ن کابل شد در تماشای گشت
که تا بیند هنگامه کوه و دشت
(١) در اصطلاح عوام افغانسان عبارت از خانم و حتى ملکه انگلستان میباشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
