Machine transcription
(۱۹۲)
بفرمان بر نس سپاه فرنگ نهادند آتش بکار تفنگ
جهان را سراسر گرفتنی فغان چوشب گشت آن روز روی جهان
وزان سوی هم خسرو پاکدین یل تاجو ر شاه کابل زمین
بفرمود بر نامداران کار بهريك كه ای سركش و كامگار
بگیرید این کا فران را بجنگ زنید آتش اندر سپاه فرنگ
چو فرمان شاسر کشان یافتند بهر گوشه چون شیر بشتافتند
ز هر دوسو آواز : گیر و دار بر آمد بدین گنبد بی مدار
صدای تفنگمان پهلو شکاف دل بیدلان برد روز مصاف
ز هر گوشه هر يك بزرگان كين شدند در پی قتل اعدای دین
بچنگ اندر آویختند بی درنگ باریختند خون ز خیل فرنگ
دران وقت آن بد گهر سرفراز بیاوا مدش ر از دیرینه باز
در قلعه بر بست بر روی شاه زدی تیر هر سو بخیل سپاه
هر آن قلعه کو ز بر فرمانش بود بفرمود دروازه اش بست زود
ز دی تیر بر جانب مومنان نفاق آمد اندر میان سران
بدین کار گشتند حیران همه ز نزديك او شد گریزان همه
د ران جنگ چاکو . نزديك بود بر آمد سپاه اندران جست زود
سپهدار کا بل چو این کار دید گل باغ ا مید خود خار دید
بجاتید هر سوی آن کوه سار ابا افضل و عمر نامدار
بیامد میان سپاه همچو شیر بزد با نگ بر سرکشان دلیر
که ای نامداران فیروزگار مینداز کف این فرصت گیر و دار
علیخان و درویش و دیگر غلام رجب، خان محمد شه شاد کام
.... همه نامداران کار بگفتند کای خسرو تاجدار
که ای شهریار ا میندیش ازین بکوشیم در قتل اعدای دین
بباشیم دایم درین کوه سار به پیچیم با او بلیل و نهار
شود دین و دنیا همه بهر و ر نیابد کسی رازبان و ضرر
وزان سوی هم برنس پسرز کین نما ندی هراسش زیروا زمین(؟)
بیامد به نزديك اودا کشر بدو گفت کای پهلو پر هنر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
