Machine transcription
(۱۸۹)
جنگنامه
چو گر دان شنیدند گفتار شا سراسر کشادند زبان در ثنا
نخستین سپهدار در رویش گفت که شاها همی باشدت بخت جفت
غلام علی خان ، محمد شه نیز بگفتند بر خسرو با تمییز
رجب خان و مرزا شه و هم جلال حسین و دلیران فرخنده فال
بگفتند یکسر به شاه دلیر که ای باد بخت تو چون ماهومهر
که شاها ترا ما همه بندهایم سری پیش فرمانت افکندهایم
بداریم فرمان بفرمان بری نه فرمان برآید ز فرمان بری
بگفتند زین گفته بر شهریار وزان پس شدند جانب کاروبار
وزان بعد هر گوشه نام آوری ز کند آوران ساختند لشکری
بسر شهریا رآمدند شادمان ازان تازه رو گشت شاه جهان
بفرمود بر افضل کینه خوا بفرما که لشکر بجنبد ز جا
بفرمان شا افضل نامدار بنام آوران گشت فرمان گذار
روان گشت با لشکر بیعدد ز نصر من الله جستی مدد
سر سرکشان شاه کابل زمین همان نیز برشد به بالای زین
روان موج لشکر چو سیلاب شد برآن موج سرچشمه نجرابشد(?)
سراسر زمین گشت پر لشکرا نهادند گردان همه رو ببر ا
کشیدی دهل نالۀ زیر و بم بلرزید ز و سقف این چرخ خم
سراسرگرفتی همه کوه ودشت سپاهش چو برق درخشان گذشت
چو در ریزه کوهستان آمدند یلان برشهٔ دل ستان آمدند
چو سیدغلام وکرم خان دگر ز اقوام شان نامداران دگر
چو نصرت امیر وچو گلمیر تیز دگر شا ملك مرد صاحب تمييز
همه سوی خسرو عنان تافتند سران بر سپهدار بشتافتند
که و مه سوی شا نهادند رو بشد شادمان خاطر نامجو
فراوان بشد لشکر شهریار همی خواست تا گیرد آنجا قرار
بدو گفت در ویش کی تا چور اسد همچو جوزات بسته کمر
درین جا ترا بودنی سود نیست ازین بودنت هیچ بهبود نیست
بتاخیر مشتاب در کارزار بود گردش کار ناپایدار
اگر چند زی در روی پیشتر شود زينت خسروی بیشتر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
