Machine transcription
(١٩٠)
چو بشنید شا گفت در ویش را
گد شتند آن دم ز د ریا کنا ر
زپنجشیر نیز آمد ند سر کشان
بر آن هرد و کز سر کشی کام داشت
نوازید شان شا زا لطاف خویش
بز ر گا ن گر د نکش گلبهار
بهمرای هر يك دلیرا ن جنگ
ازان جا به پروان چون بنها د رو
چو در ملك پروان گر فتی قرا ر
وز ان جا یکی بود با عز و نا ز
ز با نش زرعنا سبق بر ده بود
دورنگی بدش دایم اندر سرشت
تنك ظرف و کم عقل ونا برده بار
پیو زش کشاده زبان در وغ
از و شاد شد خاطر شهر یار
بمنزلگة او فرود آمدند
بشد شهر یار اندر ان مندرا (؟)
فرود آمد هر گوشۀ لشکرا
بد ین بود تا گنبد نه ر و اق
سرا پرده شب بکیوان کشید
بشد جفت شب عقرب شبفر وز
وران شب همان بدگهر، سر فراز
بهمر ا ه شا بو د يك پا س شب
چو در سوی آرامگا رفت شاه
سو ی فتنه و کینه آورد رو
فر ستا دبر سوی بر نس پیام
مرابر تو شد را ستی از نخست
کنون باز این گفته از راستی
بد انست ز ان در کم و بیش را
نها دند رو جا نب گلبهار
بخدمت بر شاه خنجر کشان
محمد شه و سیف الله نا م د ا شت
شدند شا د مان سر فگند ند پیش
رسیدند برخد مت شهر یا ر
میان را بپرخاش بستند تنگ
شة نا ج و ر با سپاه و گرو
ابا لشکر آن خسرو تا جدار
سبک ما یه ر انا م بو د سر فراز
بزیبایی هر گز نیا لو ده بو د
رخش همچو کاغذ سیه بادوزشت
رسید آن بدا ندیش بر شهر یار
چر اغ در و غش نیا بد فر و غ
نداست کز دار آن بد شعار
بشکرا نه اندر سجود آمدند
ابا نا مداران جنگ او را
دلیران و شیر ان نام آو را
با فگند خو ر شید را در فر ا ق
زیبا ر گان زیب دامان کشید
شب آیت بین تا چه زاید بروز
که نی عیش یابندز دوران نه نا ز
بخوا هشگر بها و شرط ادب
شد از شاه بد رود آن کینه خواه
که بر شا مگر رنج آید از و
که بر گوی ای سر کش شاد کام
کسی همچو من نیست پیمان دوست
بگویم نه از کژی و کاستی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
