Machine transcription
(١٨٦)
زهر سو رخ خود بدو تا فتند
چو پروانه بر شمع بشتافتند
سرافراز درویش ودیگر غلام
نكو نام محمد شه شاد کام
رسیدند وبر شاه دیدند همه
ستاونذ و خدمت گزیدند همه
برفتند وبوسیدند از شاه دست
نوازید شان خسرو دین پرست
بکردند احوال هم جستجو
بگفتا شه از مسجدی نامجو
چو داند چون است آن نامدار
ز بیداد این گردش روزگار
بدو گفتند ای خسرو انجمن
هنوزش براحت نیاسوده تن
تهی از جراحت نگشته تنش
بود بستر خواب پیراهنش
در آنهم بزرگان نجراب نیز
همه نامداران صاحب تمیز
سرافراز مرزا ودیگر جلال
که بودند مردان صاحب کمال
حسین و دیگر نامداران کبار
در او ان برین سان بمی نامدار
رسیدند بر خسرو دلنواز
زدند بوسه بر دست آن سر فراز
وز آن پس بپوزش زبان ساختند
مر آن شاه را نيك بنواختند
که شاها توئی شاه و ما بنده ایم
بفرمان لطفت سر افگنده ایم
نیاز تو شاها بدینجا فتاد
که از خاکسارانت آمد ببیاد
مراین کلبه نامراوار ما
مر این موضع خار وخار ما
مشرف ببها بوس خود ساختی
بگردون ما سر برافراختی
بدین گفته ها شهریار دلیر
نوازیدشان از سر لطف و مهر
وز آن پس بشادی نشستند شاد
در شادمانی فلك بر کشاد
به آسایش آنجا همی بود تا
زبیداد ایام آسوده تا
ببین چرخ گردون چه دور آورد
بنام آوران چند جور آورد
برگشتن داکتر از بامیان و فرستادن شاه شجاع
او را بیاری برنس در چاریکار
که چون داکتر گشت از بامیان
بفتح و بنصرت دل شادمان
بگردید از کار خود کامیاب
جهانید بر شاه عالی جناب
بیامد بشهر و بشد نزد شاه
ببوسید مر شاه را دست کماه
زبان بر کشاد انگهی داکتر
ثنا خواند بر خسرو تاجور
که شاها بنازم به بخت تومن
بفر و بتاج و به تخت تو من
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
