Machine transcription
جنگنامه
(۱۸۷)
زاقبال تو چنگ من گشت تیز بشائین دوران فگندم گریز
وگر نه چه با شم من و کار من بدین داوری رنج و تیمار من
بمن این بلندی زاقبال توست هم از اخترنیک وازفال توست
شود فتح یاور بهر کینه خواه که همچون تو شا یا شد اور اپناه
چو بشنید شا خواهش داکتر بدو گفت کی پهلو پر هنر
همیشه ترا بخت وبازو قوی تر اپشت مرجامه پهلوی
همی فتح ونصرت ترا یار باد همیشه ترا بخت بیدار باد
دلم شد ز کردار تو شادمان ترا باد دایم کشاده روان
همین است آئین جنگ آوران همین است نام آوران را نشان
بدین سان بهم عثر هم خواستند همی مجلس شادی آراستند
در شادمانی گشادند بهم نیر یا د کردی کس ازد رد وغم
لبی پر ز نوش و دلی پر ز جوش صراحی پر از خنده ساغر خمش
زبان مغنی بر امشگری برقت آوریده مه و مشتری
بدین شادمانی نشستند چند ره غم سوی خویش بستند چند
بدین گونه بگذشت شیا چندگاه که آگاهی آمد بنز د يك شاه
بدو گفت ای شاه با نام و شک بیامد کنون دوست محمد بجنگ
بملک کوهستان به نجراب رفت دران خیل انجم چو مهتاب رفت
بآرا بد آن تا جور لشکر ا بدل با ز دارد سر ما جرا
بزرگان ملک کوهستان دیار بر فتند همه نزد آن شهر یار
مگر عبد خالق با قوام خویش بود نزد برتس گزین بود پیش
اگر نیز آن بر نبو د پیشتر نه افعال بربر نی آورد سر(؟)
دیگر خان احمد بود نزد او ز افغانیان گرد با آبرو
زما نه دگر ساخت نیرنگ را کشاده فلک دیده جنگ را
بباید که بر برتس از داوری فرستی کسی را بکند آوری
که آن نا مور زو قوی دل شود وگر نه برش کار مشکل شود
چو بشنید پس شا سخنهای او همه لفته نيك د لخواه او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
