Machine transcription
جنگنامه
(۱۸۰)
رسید آخر آن خسرو پر ز كین چو شیر ژیان در کوهستان زمین
ز در قلعه بگذشت آن تا جور كه آندم سوی برنس آمد خبر
بگفتند با او که ای سرفراز همه وقت بادت سر عیش و ناز
بدان ايدل و پشت خيل فرنگ كه آمد كنون دوست محمد بجنگ
گذشت اندرین راه با لك سوار تهی مایه و تیره و خوارو زار
تر ا باید اکنون ز فرزانگی ز روی دلیری و مردانگی
روان ساز يلغار دنبال او که آرند بسته پر و بال او
وگرنه گزین در رود پیشتر شود مشکل کار تو بیشتر
چو بر نس مر این داستان را شنید سوی نامداران بکی بنگرید
بفرمود بر هریكی نامدار بگردید بر باد پایان سوار
گزینید بر خود سواران جنگ بدرید بر تیغ کام نهنگ
بدارید لشکر بکردار بار زچون و چرا بر مدارید بار
که آن دوست محمد شه پر ستیز بود راه پوینده اندرگریز
مگر شاید او را بچنگ آورید از ان کوه اندیشه سنگ آورید
چو بشنیدند آنجمله بر خواستند صلاح و سپاه را بیاراستند
دوباره دو صد از سواران جنگ بر آمد برون از سپاه درنگ
جهاندند زانجا بکردار باد بدنبال شاه آن همه رونها د
ز سم ستوران زرین لگام زمین شد سوی آسمان تیز گام
برفتند و هر گوشه بشتا فتند نشان از سپهدار کم یافتند
ندیدند از رفتن خویش کام همه سوی برنس نهادند گام
برفتند و گفتند بدان کینه خواه که بیرون شد از دست آن اژدها
بر فتیم و کردیم از ان جستجو ندیدیم جائی نشانی ازو
زما پیشتر تیز بگذشته بود سوی ملك نجراب گشته فرود
چو بشنید بر نس بپیچید سخت بلرزید بر سان برگ درخت
بدل گفت كین كار دشوار شد يقين اژدها خواهد این مار شد
وزان سو سپهدار کابل زمین مرآن دوست محمد شه پر زکین
چو آمد به نجراب آن تاجـور بزرگان بگشتند ز كارش خبر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
