Machine transcription
(۱۷۳)
جنگنامه
که بر شاه توران رسید آگهی که شا ها همه وقت با دت بھی
رها شد سپهدار کا بل ز بند چه فرما ئی ای خسر و هو شمند
حریفانش از باغ بر بوده اند ندا نم کجا راه پیمو د ه اند
سپهدار توران چو بنهاد کوش تو گوئییش ازسر برون رفت هوش
بفر مود آنگاه بمردان کار برا یید د نبال آن شهر یار
بود آنکه با شد بچنگ آیدا چو آهو بچنگ پلنگ آ یدا
بفرما ن او سر کشان تاختند ده و بیست هر گوشه پر دا ختند
گرو هی از ان خیل نام آوران گر فتند ره جا نب کا ر وا ن
غبار زمین بر فلك بر رسید که آن کار وانی در آن گرددید
بماندت حیران که این گردچیست فلك برمزاو که خواهد گریست
وزان پس سپهدار کابل دیا ر دران کار وان چون گرفتی قرار
همی پاره راه رفتند بهم وزان بعد بر خویش گفتند بهم
که بر ما سپهدار تو را ن ز مین فرستاده این لشکر از روی کین
بیا ید یکی چا ر ه بر پا کنیم که را ه هنر آ شکارا کنیم
چنین گفت پس شاه کابل ستان کشید از بدن جامه خسر و ان
بتن کرد از سا ر با نی لباس همی گفت بر دل بپز دان سپا س
کلا ی نمد بر سر اندر نهاد سخن مثل سوداگران کرد یاد
فرو د آمد از بارگی بر ز مین بجا کر د جاسوس را جا نشین
برهنه کف و جامه ها چاك چاك نها دی قد م بر سر خار و خاك
رسیدند گر دان دران کار وان ز سالار کا بل بجسند نشان
بهر کو شه کردند ازان جستجو نمی یافتندی نشا نی از و
سپهدار کابل سر پر ز بیم همی راه ر فتی و دل بر دو نیم
گرفتی گہی مار اشتر بدست ز مانی به پشت ستو ران نشست
یکی خال در ابروی شهر یار بد از قر شاهنشهی یاد گار
بدل گفت کین دانه دام من است اگر چند بر وی نظا م من است
چه سازم که بروی علاج آورم ز کافور بر مشك باج آ و رم
بسربست پشمینه ای پا ر ه پار که ہرموی بودش بیکر دا ر خار
که یعنی مرا درد سر درسر است از انم بد ین گونه حال ابتر است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
