Machine transcription
( ١٧٤ )
هران کس که آمد بنزديك او بی چاره و پرسش و جستجو
فگندی سر خود به پیش آنز مان که یعنی بر نجم دلی نا توان
هران کس که گفتی بتر کان نشان که این است سا لار کا بل ستان
زدندش بدو هر یکی چوب دست که برما کنون ریشخند تو هست
سپهدار کا بل بدان گیر و دا ر در اینجا چرا گردد اینگو نه خوار
نمیگشتشان باور آن گفتگو همی کر دند هر گوشه ئی جستجو
کسی را که ایزد شود پر ده دار چه غم گزشود پرده در روز گار
بآخر سپهدا ر کابل سرا بد ین گونه چندی بسر برد راه
پر از آبله شد کف پای او زمین سای پای سمن سای او
بد ین محنت سخت ور نج تمام همی رفت آن خسر و نيك نا م
پس از چند در شهر سیز آمد ند دل شادمان سر فراز آمدند (؟)
در آ مد بشهر آن شه نا چور همان جامه ساربا نبی پیر
بدان تا ند انند و ر امروما ن که این شهر یار است یا سار بان
بد ین سان برفت آنشه دل پذیر رسیده ند تا در سرای کبیر
بشد پیش جا سوس گفتا بد و که ای نامور مرد با آ بر و
جهان شد بفرمان و بختت بکام بشد توسن چرخ ز یر تو را م
سپهدار کا بل بیا مد برت ستاره چو اقبال شد بر در ت
چو بشنید این مژ د ه او کبیر بگفتا جوا ن گشتم از چرخ پیر
زجا جست پویان بکردار باد همی رفت در پای شا بر فتا د
ز دیده همی اشك شادی بسفت غبار رهش را بمژگان بر فت
همی بر سر و دست شا بوسه د اد از آنجا سوی خانه ر و بر نهاد
بر فتند زان پس بمهان سرا نشستند شادان بر خا و شاه
بکرد ند شکر ا نه کردگا ر بصد شا د ما نی بر شهریا ر
ز سر تا بپا خلعت خسرو ان بپو شید بر شاه کا بل ستان
شب و ر و ز در عیش بودند بسر در آن جا بکا در رخ تا جور
دران جا ی خا لی ز رنج و گز ند سپهدا ر کا بل بیا سو د چند
وزان پس همی گفت شا بر کبیر که بخت جوان بادت از چرخ پیر
ببا ید که رو سوی شاه آ وريم بود آنکه ز الطاف او بر خوریم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
