Machine transcription
۴۶۱ شعر العجم حصہ چهارم
کیخسرو یک پادشاه نهایت حلیم و بسیار متین و از حد
زیاده با وقار بود لکن از اثر درد و خون برادر بے اختیارانہ
آنچنان الفاظ از زبان او می بر آید که فردوسی حکایہ این
واقعه را باین عبارت اداء میکند : ع
به دشنام بکشاد لب شهریار
دشنام دادن از شیوهٔ سلاطین نیست لکن فردوسی میداند
که درین حالت کیخسرو کیخسرو نیست ۔
از جذبات فخر و غرور و غیظ و غضب تمام شاہنامہ پُر
مملو است چون برای مقابلهٔ سهراب کیکاؤس رستم را از زابل
طلبید در آمدن او از وقت مقرره دو سه روزی تعطیل
بوقوع انجامید ، کیکاؤس یک شخص مشتعل مزاج بود باندازهٔ
ازین درنگ کرده رستم برهم و آشفتہ خاطر گردید که طوس
را حکم داد که رستم را بر دار بخشد ۔ رستم شخصی بود که سلطنت
ایران بر دست و بازوی او قائم بود و بار ہا وی کیکاؤس
را از پنجهٔ مرگ نجات بخشیده بود بر این چنین یک
شخصی که یکتای وقت خود باشد خود ناظرین اندازه
کرده می توانند که این طور یک حکم چگونه تاثیری
را می اندازد - رستم از غیظ و غضب بیتاب
شده می گوید : ع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
