Machine transcription
۴۳۱ شعر العجم حصه چهارم
پدر از وی مطالبه سلطنت خود را میکرد. و گشاسپ گویا
ازین امر انکار داشت بالآخر باسفندیار گفت که اگر تو
رستم را گرفتار کرده بیاوری همانا که من سلطنت را بتو ارزانی
خواهم داشت چون مادرش ازین واقعه مطلع شد اسفندیار
را نزد خویش طلبیده بسیار نصایح عاقلانه باو نمود : سه
پدر پیر گشت است و برنا توئی
به زور و به مردی توانا توئی
پدر بگذرد گنج و تاجش ترا است
همه کشور و تخت و عاجش تراست
مرا خاکسار دو گیتی مکن
ازین مهربان مام بشنو سخن
اسفندیار گفت که من برخلاف امر پادشاهی حرکتی
کرده نمی توانم و علاوه برین اگر رستم اطاعت مرا قبول کرد
همانا که من او را توهین نخواهم کرد ، مادرش گریه کنان گفت
که رستم شخصی نیست که از تو مرعوب گردد وی پروائے
کیکاؤس را نکرد ، کیقباد را وی بر سریر سلطنت نشاند
آیا وی آبرو و عزت خود را چطور خواهد پسندید که ریخته شود : سه
ز مادر سخن در پذیر و مرو
برائے و خرد، پند مادر شنو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
