Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم
۴۱۷
تکرار کهنه نمی شود:
اگر دانشی مرد راند سخن
تو بشنو که دانش نه گردد کهن
اخلاق و موعظت و سیاست - اگر چه شاهنامه یک
منظومهٔ حربیه ایست ولی خوش قسمتی شاعری است که
فردوسی طوریکه فطرهٔ مذاق جنگی را باین واسطه با خویش آورده
که یک شخص دهقان نژاد بود همچنان فلسفه و اخلاق نیز
یک عنصر اعظم اخلاق او پنداشته می شود با خویش یکجا آورده
است چنانچه در عین محاربه نیز از پند و موعظت صرف
نظر نمی کند در حالتیکه منظره و هیئت میدان جنگ را
تشکیل داده که در هر طرف تیغها میدرخشند. غلغله نعره ها
در سر تا سر فضا طنین انداز و دلها از جوش لبریزیند و
خاقان چین بر پیل سپید می جلوه گر و بچهار جانب حضا
افواج قائم است. رستم مانند شیر غرش کنان افواج را در هم
و بر هم میکند و بتقرب پیل رسیده کمندش را می اندازد و
خاقان را در کمند گرفتار کرده بر زمین می افگند:
چو از دست رستم رها شد کمند
سر شهریار اندر آمد به بند
ز پیل اندر آورد و زد بر زمین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
