Machine transcription
شعرالعجم حصہ چہارم ۳۳۴
التفات نکند. ولی در بعضی اوقات عاشق بدل خویش انصاف
کرده می گوید که چرا تمام دنیا از تمتع گرفتن حسن و جمال او
ممنوع قرار داده شود۔ این خیال را شعراء بطریقه ہاے
مختلفه اداء کرده اند۔ یکی می گوید: ؎
نرنجم زین که با هر عاشقی میل سخن داری
که تو حسنی زیاد از کار و بار عشق من داری
دیگری می فرماید:۔ ع
به بلبلی نتوان داد یک گلستان را
درین مصرعه این خیال را با تنهای لطافت اداء کرده می
گوید که اگر تو با هر عاشق خویش میل تکلم داشته باشی من
ازان نمی رنجم زیرا که وسعت حسن تو نسبت به کار آمد
من بسیار است یعنی برای حسن وسیع تو تنها عشق و عاشقی
یک نفر کافی بسنده نیست۔
اکثر به این چنین واقع می شود که معشوق در نشۂ ناز
خویش سرشار می شود و در آن موقع هیچیک ناز برداری
هم به نزد او نمی باشد لہذا وی با خویش می جنگد و خودش
بر کدام حرف خویش تنقید می کند و بر خویش بقهر و غضب
می شود تصویر این حالت را یک شاعر اینطور کشیده ۔ ؎
فغان زغزه شوخی که وقت تنہائی بهانه بخود آغاز کرد و در جنگ است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
