Machine transcription
۳۳۳ شعر العجم حصہ چهارم
گویند و اگر نسبت بآن هم سردی شدت کند آن نیز بخود
مدارجی دارد و اینطور ادا می کنند که یک درجه از صفر پایان
و نظر بآن هم اگر مزید شدت خود را هویدا نماید پس درجات
عدیدهٔ ماتحت صفر را بمناسبت آن افزون می کند ۔ همچنین
پستی و بلندی آواز نیز درجاتی دارد لاکن وقتیکه مطلقاً آواز
نباشد البته که سکوت خواهد بود ۔ شاعر از روی تخیل خویش
مدارج سکوت را نیز قائم کرده می گوید : ه
از بس زبیم خوی تو دزدیده ام نفس یک پرده پست تر زخمو شی است ناله ام
ادا نمودن اینطور یک فرق باریک باین لطافت در دیگر
زبان مشکل است ۔
تعریف راز داشتن این است که سر کسی بدیگری گفته نشود
تا اینکه خودش نیز آن را فراموش نماید ۔ لہٰذا عاشق راز معشوق
را پنهان نمودن می خواهد ولی آن را از خاطر خویش فراموش
کرده نمی تواند ۔ لہٰذا این خیال بدماغش پیچیده می گوید ۔ ه
باین شائستگی چون محرم رازت توانم شد
زبس با خویش گفتم راز تو غماز گردیدم
اگرچه از تقاضای عشق آن است که معشوق بطرف دیگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
