Machine transcription
۳۰۵
شعر العجم حصه چهارم
فیضی عجب درین گل صبح از صبا رسید
بیرون کشیم رخت کدورت صفا رسید
صاف دل را بنود زنگ زوال
گل مهتاب نمیگردد خشک
خوش آن مستی که از رخسار زیبایت قبا افتد
بجائی پرده بر روئی تو گلهائی شراب افتد
اگر مقصود از چند قدم زدن باشد آنرا گلگشت
میگویند. گویا هر قدم آنها بر گلهائی مفروش نهاده می
شود. اگر یک قطعه لک خورد زمین باشد - پس آنرا
”گل زمین“ می نامند ! ؎
یک دل هزار زخم نمایان نداشت است
یک ”گل زمین“ هزار خیابان نه داشت است
ظاهر شدن و یا فاش گردیدن را نیز گل میگویند.
ع :- عاقبت راز بلبلان گل گردد
فساد نمودن را گل در آب کردن میگویند :- ع
باده نوشان ”گل در آب“ و ما کتاب انداختیم
در موقعیکه کدام کسی یک سخن عمده و خوبی را می
گوید. تمام سامعین بقصد تصدیق و تائید او هم آواز
شده میگویند. که ”گل گفتی یعنی خوب گفتی در هنگامی که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
