Machine transcription
۳۰۴
شعر العجم حصه چهارم
نه رنگ چهرهٔ ما ریخت رنگ خانهٔ ما را
"رنگ بر آب ریختن" منصوبہ بستن :- ع
ساقی ما باز رنگ تازهٔ بر آب ریخت
"رنگ داشتن از چیزی" :- برداشتن فایده از
چیزی :- ع
سلیم از ما کسی رنگی ندارد
علاوه برین استعمالات رنگ را ملاحظه کنید :-
رنگ گرفتن، رنگ گذاشتن، رنگ نهادن، رنگ
ماندن، رنگ چسپیدن، رنگ مالیدن، رنگ پوشیدن
رنگ خندیدن - رنگ برخاستن، رنگ شکستن، رنگ
گسیختن، رنگ گرد آمدن - رنگ بستن رنگ بردن ہے
مقصد این است هر مصدری که خواهند - بهمراه رنگ
استعمال کرده می توانند - ازین یک اندازه کرده میشود - که
رنگینی خیال تا به کدام اندازه بر طبایع حاکمیت داشته و
مخلوط بوده است - که هر سخن از دهان آنها رنگین شده
می بر آمد *
همچنین بسیاری و افراط گل ها لفظ "گل" را باندازهٔ عام
گردانیده که هیچ چیزی از گل خالی نیست - مثلاً گل چراغ
گل چشم گل شراب - گل پیکان - گل صبح - گل مهتاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
