Machine transcription
۲۸۱
شعر العجم حصه چهارم
بود درین قصیده در موقعیکه به تصویر کشیدن عسکری های
پرداخته آنرا چنین آرائه داده است ۔
همه کمان کش و رزم آزمائی و تیر انداز
همه مبارز و آهن گداز جوشن در
یکی بساعد سیمین درون فگنده کمان
یکی به سنبل مشکین درون کشیده سپر
یکی شگوفه و سوسن گرفته در جوشن
یکی بنفشه و عنبر نهفته در مغفر
پسر سلطان محمود غزنوی محمد نامی بشکار افگنی
رفت ۔ بہمراه او فرخی نیز بود۔ محمد بسیاری از آہوان را
شکار کرد ۔ چون فرخی چشم و شاخ پیچدار یک آہو را
مشاهده کرد ۔ زلف و چشم معشوقش بخیالش رسیده
در همانجا نشست و خوب گریه کرد ۔ که یکی از رفقاء این
واقعه را به محمد حکایه کردند ۔ وی یک آہوئی نہایت
خوبصورتی را زنده بجائی او فرستاد۔ چنانچه فرخی
تمام این حالات را در قصیده خود تحریر داشته است
ممکن است که این همه از تفنن شاعری بوده ،هیچ یک
حقیقتی را حایز نباشد ۔ لاکن از ملاحظه آن اندازه رفتار
و خیالات بخوبی کرده میشود :۔
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
