Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم
۲۷۷
نفسی وا شدنی داشت ز من گل زد و برد
مصرع ناله زمن بود که بلبل زد و برد
طی نمودن راه را به "بریدن راه" تعبیر میکنند و لذیذ
ترین ها، ضمیت و خوشگواری آب را " برنده" میگویند ۲
احشای دشمنت زحسد دارد امتلا
آب برنده از دم تیغ چو آب خواه
ع:- برنده بود پلے آب اشتہا آور
بر طبق آن بسیاری از محاورات و اصلاحات موجودند
هنگامیکه حرب و ضرب بر خیالات این طور اثر افگند طبعاً
در شاعری عشقیه نیز همین رنگ و روغن بکار برده شد
چنانچه در تشبیهات و استعارات اوصاف و سراپای
معشوق زیاده تر ساز و سامان حربی بوده تا اینکه مرقع
حسن بصورت میدان حرب جلوه گر به نظر می افتد *
مثلاً زلفین کمند است و ابرو خنجر، و مژگان تیر، و
چشم قاتل *
حزین
صید از حرم کشد خم جعد بلند تو
فریاد از تطاول مشکین کمند تو
محو سبک عنان مژه کافرت بشوم
رنگین نشد بخون دو عالم سنان تو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
