Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم ۲۷۸
قطعه ظهیر
خود از برای سیر زره از بر تن بود
تو جنگجوئی عادت دیگر نهادم ـ
در بر گرفتهٔ دل چون خود آهنین
وان زلف چون زره را بر سر نهاده
رفته رفته این خیالات چنان یک وسعتی را حاصل کرد
که یک حصه بزرگ غزل مشتملبر ساز و سامان قتل و قتال
و خونریزی و لوازمات آن گردید ـ ۵
قاتل من چشم می بندد دم بسمل مرا
تا بماند حسرت دیدار او در دل مرا
ز خون خویش بران قطره می برم غیرت
که گاه قتل بدامان قاتل افتاده است
چگونه جان بسلامت برم ز سفاکی
که بر درش ملک الموت بسمل افتاده است
تا قیامت دگر آن کشته نگیرد آرام
که دلش زخم دگر خواهد و قاتل برود
یک ناوک کاری زکمان تو نخوردم
بر زخم تو محتاج بزخم دگرم کرد
بزعم غیر چنان گشته مهربان با من که حرف قتل من آورد در میان با من
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
