Machine transcription
۱۴۹
شعر العجم حصہ چہارم
کہ تا لختی بیاسائیم ز دنیا و ز شر و شورش
وقتیکہ عمارت سائینس و مشاہدات ما را سخت دل
و عبوس می نماید ، و حقارت تمام مسلمات عامہ و معتقدات
را در دل ما بوجود می آورد ، بر ہیچ چیزی اعتبار نمی
آید و اثر ہیچ چیزی باقی نمی ماند ، ماسوائے مادہ اثرات
ہمہ چیز از دل بر می خیزد و در آن موقع شاعر چنان
دلہای ما را نرم و رقیق می نماید کہ ازان تسلیم و اثر پذیری
و اعتقاد پیدا می شود و عوض مادیت روحانیت قائم
میگردد و شعر ما را در عالم تخیل می برد ، کہ در آن بطرف
قلیلے ہما از نتیجہ حکومت بے رحم مشاہدات نجات
میسر می گردد ۔ در ہنگامیکہ سحر کاریہای دولت و امارت
دلہای ما را از حسرت و رشک مالا مال ساختہ و زندگانی
نظر فروز امراء و سلاطین بر دلہای ما زخمهای رشک
را تولید میکند ، ہاتف غیبی اینچنین آواز میدہد : ؎
بس کن ز کبر و ناز کہ دیدہ است روزگار
چینِ قبای قیصر و طرفِ کلاہ کی
استعمال شاعری
شعر چنان قوتی است ، کہ از آن کارہای نہایت بزرگی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
