Machine transcription
۴۵
قواعد فارسی اول
داشتن : بدار
گذاشتن : بگذار
گماشتن : بگمار
نگاشتن : بنگار
هرگاه پس از الف نیاید از این قاعده مستثنا است:
ریشتن : بریش
شدن بشنو
کشتن بکش
نوشتن بنویس
(ف) به (با) بدل شود :
تافتن بتاب
روفتن بروب
شتافتن بشتاب
کوفتن بکوب
استثنا
بافتن بباف پذیرفتن بپذیر خفتن بخفت
سفتن بسفت شکافتن بشکاف کافتن بکاو
رفتن برو گرفتن بگیر گفتن بگو
(الف) حذف شود :
افتادن : بیفت
دادن : بده
فرستادن : بفرست
نهادن : بنه
(را) بحال خود باقی ماند :
آوردن بیاور
خوردن بخور
سپردن بسپر
شمردن بشمر
گستردن بگستر
مردن بمیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
